سالها بود تورا ميکردم...همه شب تا به سحرگاه دعا / ياد داري که بمن ميدادي ... درس آزادگي و مهر و وفا؟ / همه کردند چرا من نکنم.... وصف روي گل زيباي تورا؟ / تو اگر خم نشوي تو نرود... قد رعناي تو از اين درگاه
ادامش تو ادامه متن
می دونی سکس برای پیرمرد مثل چیه؟ مثل اینه که بخوای با طناب بیلیارد بازی کنی!!!
اولین چیزی که بهش دل بستم تو بودی بدون تو اروم نداشتم می دونستم اگه تو نباشی گریم می گیرفت و بدون تو شبها خوابم نمی برد دوستت دارم پستونک
روزتان را با گوزتان اغاز کنید(کنسرو لوبیای تبرک).
ترکه رادیو گوش می داد رادیو می گه خیابون انقلاب به امام حسین بسته است. ترکه می گه خوب بابا چرا قسم می خوری حالا؟
ازضرب من تا جمع تو راهي بجز تفريق نيست دل خوش به مجموعم مكن اينجا مگر تقسيم نيست با راديكال عشق بيا تا بشكند مجذور من چيزي نگفتن بهتر از سينوس تو آلفاي من
لرزش صدات ، برق نگات ، تپش قلبت ، نفس هاي تند و عرقي كه روي پيشونيت نشسته همه گوياي يه چيز هستن : تيروئيدت پركاره . برو دكتر
از غصه اين درد ندانم چه كنم يا هست پناهي و ندانم چه كنم؟ وز دل بيمارم هر دم تا ز سحر ز شوق روي بي تابت چه كنم؟ چشم من شرم باد ، ز تو نظري با دل عشاق خويش ز دوريت چه كنم ؟ گرچه وصال آغازگر روياي ما بود با مرگت زين سر آغاز چه كنم ؟
به ترکه ميگن با دندون و بند کرست و عشق جمله بساز ميگه چون به دندان بندکرست باز شد يا علي گفتيم و عشق آغاز شد
به يکي ميگن: يک جمله بگو که توش سه تا دروغ باشه !!!ميگه: دانشگاه آزاد اسلامي
گركه گشاد گشاد راه ميرفت! ازش ميپرسن چرا گشاد راه ميري؟ ميگه : رفتم خونه شنگول و منگول گفتم: منم مادرتون ! باباشون باور كرد!
به مناسبت اينكه تونل رسالت در روز مادر افتتاح شد مسئولان در تلاشند تا برج ميلاد هم تو روز پدر افتتاح بشه!!!!!! فقط يه بچه اين وسط كمه!
به سياه پوسته ميگن شامپو بدنت چيه ميگه: مشكين تاژ
عاشقان گويند دنياي بوسه عجب دزديه پرمنفعتي است كه اگر بازپس گيرد دوچندان شود...
من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري برای با تو موندن تا همیشه دوستت دارم.
چه روزگاريه !!!بچه كه بوديم دخترا عاشق عروسک بودن و پسرا عاشق مردهاي قوي ......بزرگ شديم دخترا عاشق مرداي قوي شدن و پسرا عاشق عروسکا......
چه قشنگه ک س سارا
چه بزرگه ک ی ر دارا
کاندومی برای فردا
کاندوم دارا و سارا
به ترکه می گن نظرت راجب گل چیه؟ می گه همان بس که در قران امده: گل هو الله احد
از غضنفر می پرسن : می دونی پل رو برای چی می سازند؟می گه : برای اينکه کشتيها از زيرش رد بشن
---
تو گلی عین گلای قشنگ قالی
تو به ظرافت تارو پود فرش های ایرانی
اصلا تو خود فرش پاتریسی که یه تخته ش کمه
---
خانهاي با تماميِ امكانات: سونا خشك، سونا بخار، استخر، جكوزي، سالن كنفرانس، سالن بدنسازي، لابيِ بزرگ، 5 خوابه، 450 متر زيربنا، دوبلكس ( يعني كلا 900 متر )، در بهترين نقطة بالايِ شهر، پنتهاوسِ يه برجِ 40 طبقه، با ديدِ عالي متعلق به اينجانب ميباشد! دل همتون بسوزه
---
چنين گفت رستم به اسفنديار تيكه ميكه داري وردار بيار
---
گدايي به شخصي رسيد و گفت: «به من كمك كنيد. ۲۰ تومان به من بدهيد تا با اتوبوس به خانه بروم.» شخص جواب داد: «من پول خرد ندارم. ۲۰۰۰ توماني دارم.» گدا جواب داد: «اشكال ندارد مجبورم با آژانس به خانه بروم.»
---
قاضي: «اعتراف ميكني كه گارسون را با يك جسم سنگين كه به سرش زدهاي، كشتهاي؟» متهم: «بله قربان.» قاضي: «آن جسم سنگين چه بود؟» متهم: «كتلتي كه گارسون برايم آورده بود.»
---
آقاي ناظم: «ببينم آقا پسر! در مدرسه قبلي از تو راضي بودند؟» دانش آموز: «بله! چه جور هم! موقع اخراجم، در مدرسه شيريني پخش ميكردند.»
---
دعای پاس کردن درس: الهی ادرکنی پاسا ترمی به نمرتی دهی و دوازدهی و حفظا من مشروطی و فلجا استادی و لغوا امتحانی بحق برفا و آلودگی جوا
---
غضنفر مي خواسته هواپيما دزدي کنه. ميره به خلبانه ميگه برو لندن يارو ميگه نمي رم. غضنفر ميگه خب برو دبي. يارو ميگه نميرم. غضنفر می گه بابا حد اقل بده يه بوق بزنيم.
---
به غضنفر ميگن بنزين سوپر ميزني؟ ميگه: نه خانواده تو ماشين نشسته.
---
دانش آموز: «آقا! من هر كاري كردم نتوانستم مطلبي را كه زير ورقهام نوشته بوديد بخوانم.» معلم: «حواست كجاست؟ نوشته بودم «خوش خط بنويس»!
---
يک فيلسوف آلماني مي گويد: انسان موجود عجيبي است! اگر به او بگوييد در آسمان خدا، يکصد ميليارد و نهصد و نود و نه ستاره وجود دارد بي چون و چرا مي پذيرد. اما اگر در پارکي ببيند روي نيمکتي نوشته اند: رنگي نشويد، فورا انگشت خود را به نيمکت مي کشد تا مطمئن شود.
---
غضنفر ميره دستشويي و در مي زنه. يه عربه مي گه: اهم... غضنفر ميگه: حالا اسمت چيه؟ عربه ميگه: محمد حسن خليل. غضنفر ميگه: اي پدرسوختهها، سه تايي رفتين توالت؟
---
غضنفر یه بار میره مشهد ، دو بار هم میره قم. دوستاش بهش میگن مش قمقمه!
---
غضنفر بعد از سي سال کچل بودن ميره مو مي کاره دو روز بعدش تو قرعه کشي بانک حج واجب برنده مي شه.
---
غضنفر مي ره استاديوم جاي اينکه فوتبال نگاه کنه مرتب بالا سرشو با تعجب نگاه مي کرده. بهش مي گن چرا فوتبال نگاه نمي کني؟ مي گه: دنبال کلمه زنده مي گردم
---
آقاهه سخنراني مي کرده، مي گفته ما اسراييل رو مي گيريم، اروپا رو مي گيريم، آمريکا رو هم مي گيريم. يه نفر بلند مي شه مي گه: اگه يه کم ديشتو بخوابوني Arab Sat رو هم مي گيري.
---
غضنفر و دوستش به تاکسی میگن: آقا 3 نفر تا تجریش چقدر میگیری؟ راننده میگه: شما که 2 نفر هستید ! غضنفر میگه: مگه خودت نمیخوای بیای؟
---
غضنفر نصف شب ميره دزدي صاحب خونه پا ميشه ميگه كيه؟ غضنفر ميگه هيچكي، گربست بع بع ... !
---
دونفر نشسته بودن قاشق قاشق ماست توي رود خونه مي ريختن. غضنفر رد مي شه می پرسه چيکار مي کنيد؟ مي گن داريم دوغ درست مي کينيم. غضنفرميگه خاک بر سرتون... خوب همين کارا را مي کنيد که همه ميگن خرین...آخه اين همه دوغ رو کي مي خوره؟
---
زمستان دوباره ميآيد، بهار دوباره تکرار ميشود، اما تو هيچ وقت تکرار نميشوی چون خدا يك اشتباه رو دو بار تکرار نميکنه
---
دنيا رو بدون دخترا تصور کن : - بازارها خلوت - پولها اضافه - خيابونها ساکت - شيطون بيکار - مخابرات ور شکسته - همه ميرن بهشت
---
هميشه در بچگي دختر ها عاشق عروسكها هستند و پسر ها عاشق مردان غول پيكر ولي نمي دانم چه حكمتي است كه وقتي بزرگ مي شوند دخترها عاشق مردان غول پيكر ميشوند و پسرها عاشق عروسك
%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%
امیدوارم که به دلیل چرت بودن مطالب زیاد بهم بد و بیراه نگفته باشید اگر نظر بدید خوشحالم میکنید.


