تبليغاتX
بیا ببین اینجا چه خبره ه ه!!!

یکشنبه بیستم اسفند 1385
جک ترکی

یه ترکه خوابش سنگين ميشه تخت ميشكنه

 

بعد كه از خواب ميپره دستش ميشكنه

فرداش از مرحله پرت ميشه پاش هم ميشكنه

 

ميزنه به سرش سرش هم ميشكنه

همون يارو خودش رو ميزنه به اون راه گم ميشه

 

كلي اعصابش خوردميشه نوار خالي گوش ميده

 

يه هو مي خوره زمين تا خونه سينه خيز ميره

جلو پمپ بنزين سيگار ميكشه ميگن آقا اينجا پمپ بنزينه سيگارنكش ميگه اهه

من جلو بابام هم سيگار ميكشم

يه روز ميخوره به شيشه ميگه عجب هواي سفتي

روز بعد ميخوره به ديوار كمونه ميكنه

 

فرداش باز ميخوره به ديوار ميگه ببخشيد

پس فرداش باز ميخوره به ديوار واي ميسته پليس بياد

 

دوپينگ ميكنه برا اينكه كسي نفهمه آخر ميشه

ميره تظاهرات مي بينه شلوغه

ميره لايه اوزون رو ميدوزه ميمونه اون ورش

 

ميره پشت بوم مي خوابه سردش ميشه در پشت بوم رو ميبنده

سوار اتوبوس ميشه از يه دختره خوشش مياد پياده ميشه شماره اتوبوس رو ور

ميداره

 

بعد از اين همه اتفاق بي هوا از خونه ميره بيرون خفه ميشه

زندگي سختي داشته ها نــــــــــــــــــه!؟

 

.......................................... 

 

تركه پرتقال خوني ميخوره، ايدز ميگيره!

 

......................................

 

ترکه داشته تو خيابون قدم ميزده ، يه الاغ مي افته دنبالش .

 به الاغه ميگه تو کي

 

 هستي افتادي دنبالم ؟

الاغه ميگه : هاااااااا ! من وجدانت بيدم !

 

------------------------------------

 

تركه مي‌ميره مي‌ره اون دنيا، ازش مي‌پرسن چي شد مردي؟

ميگه داشتم شير مي‌خوردم.

مي‌گن اِ؟ شيرش فاسد بود؟

مي‌گه نه بابا. گاوه يهو نشست!هاهاها

 

----------------------------------

 

ترکه ميره طوطي بخره به جاش يه جغد بهش ميندازن

چند روز بعد ازش ميپرسن اين طوطيه حرف هم ميزنه؟

ميگه نه ولي خيلي توجه ميکنه

 

----------------------------------

 

احمدي نژاد قرار است سووالات کنکور را مستقيما سر سفره مردم بياورد

 

----------------------------

 

تركه مي ره دكتر مي گه آقاي دكتر هيچ كس چرا منو تحويل نمي گيره ؟

دكتره مي گه: نفر بعد

 

--------------------------------

 

تركه مي ره كله پاچه بخوره يارو بهش مي گه چشم بزارم؟

تركه مي گه بزار به شرطي كه جر نزني

 

----------------------------------

 

به تركه مي گن ديويد بكهام رو مي شنا سي ؟ مي گه :

 آره سره كوچمون تعويض روغني داره 

 

---------------------------------

 

آقاي احمدی نژاد پاسور رو به 3 شرط آزاد کرد

1. بي بي چادر سرش کنه

2. به جاي شاه ولاليت فقيه داشته باشيم

3. سربازاش بسيجي باشن 

 

-------------------------

 

رشتيه زنش ميميمره ميره بالا سرقبرش ميگه

خانم جان اين اولين شبيه که ميدونم کجا خوابيدي

 

-----------------------------------

 

به ترکه ميگن چرا در خونت نوشتي WC؟

ميگه اين مخفف welcome هست

 

-------------------------------

 

به ترکه مي گن از چه تيم فوتبالي خوشت مياد ؟

ميگه : قربون جدش برم! آ سد ميلان !

 

-------------------------------

 

ترکه خواب ميبينه با 3 نفر دعواش شده

شب با بچه محلاش ميخوابه

 

-------------------------------

 

تركه با مسيحيه دعواش مي شه.

مسيحيه بهش مي گه صليب تو كونت!

تركه هم مي گه نماز تو كونت!

مسيحيه مي گه نماز چيه؟؟

تركه مي گه نماز ستون دينه!

 

-----------------------------

 

رشتيه ميره خونه چراغ روشن ميكنه ميبينه يكي رو زنشه

چراغ خاموش ميكنه ميگه جواب ابلهان خاموشيه

 

----------------------------

 

به تركه ميگن : دانشگاه ميري؟

ميگه : اگه بار بخوره همه جا ميريم. دانشگاه ؛ انقلاب ؛ ميدون آزادی

 

----------------------------

 

می دونید چرا قزوینی ها از زندگی راضی اند؟

چون هیچوقت زندگی بهشون پشت نمی کنه

 

-----------------------------

 

یه ترکه میره مسجد برمیگرده می بینه کفشاش نیست

 

بعد میگه خدا من کی رفتم

---------------------------

 

یه ترکه میره تهران بچه های تهران بهش میگن

 

بخورمت ترکه میگه این گوه خوریا به تو نیومده

يه روز يه تركه ميره خواستگاري.پدر عروس ميگه عروس ميخواد درس بخونه.

تركه ميگه مشكلي نداره.ميرم 1 ساعت ديگه ميام

........................................

 

ترکه میره کتابفروشی باز میکنه ! بعد یه مدت میگیرنش . میگن مگه چکار کردی ؟

میگه هیچی . فقط پشت شیشه زده بودم ، جلد دوم قرآن رسید!!!!

بعد میره پرچم فروشی میزنه . دوباره میگیرنش . بهش میگن این دفعه چرا؟ میگه

 آخه پشت شیشه زده بودم پرچم ایران در رنگهای مختلف.

میره سراغ عکاسی که میشنون میخوان اعدامش کنن . نگو این دفعه

پشت شیشه  نوشته بوده : ظهور امام زمان در 15 دقیقه!!!!!

.......................................

 

يه دانشمند اردبيلی يه تيكه يخ گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه

 

مي‌كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ طرف ميگه: ازش آب ميچيكه

 

ولي معلوم نيست كجاش سوراخه

 

.......................................

 

-تركه زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله!

......................................

7-تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب

بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!

....................................

 

تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! يارو ميگه: نه.

تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!

................................

یه بار ترکه داشته تو عروسی میخونده : میخوام که با بوسه گل لباتوپرپر کنم......

درست همون موقع کمیته میریزه بگیردش . طرف ادامه میده : اون گلای پرپرتو نثار

رهبر کنم

.................................

ترکه می ره نونوایی، می بینه: صف مردا شلوغه ولی صف خانوما خلوته، می ره تو

صف خانوما و به شاطر می گه: خانومم گفته: ۳ تا نون بدین.

                                         ................................................

به يه تركه ميگن : خبر داري غضنفر موبايل گرفته ؟؟؟ تركه ميگه : اِِ ..بيچاره.... از ايدز

هم بدتره

                                        ......................................................

 

تركه سوار اتوبوس ميشه، ميره يك گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا اين همه

صندلي خالي، چرا نميشيني؟ تركه ميگه: حالا صبر كن، دو دقيقه ديگه همين يك

ذره جا هم پيدا نميشه

......................................

به ترکه میگن با آجر جمله بساز میگه خر خودتی با آجر که جمله نمیسازن خونه

میسازن
 ........................................

يه تركه ميخواسته آتش نشان بشه , ميره امتحان بده , يارو ازش ميپرسه خوب براي

سوال اول اگه جنگل آتيش بگيره و اون دور و برا آب نباشه شما چيكار ميكنيد؟

تركه ميگه : تيمم ميكنم!

                                  .......................................

تركه با زنش رفته بوده سينما، تو فيلم يهو يه گاوه شروع مي‌كنه دويدن طرف تماشاچيا. تركه يهو ميپره زير صندلي، زنش ميگه: ‌بابا خجالت بكش! اين فيلمه. تركه ميگه: زن! من و تو مي‌دونيم فيلمه، گاوه كه نمي‌دونه

                                  ......................................

از ترکه ميپرسن: پيغمبر کی به رسالت رسيد؟ ميگه: ايلده بيلميرم، من سيد خندان پياده شدم

.......................................

تركه تو كليسا نشسته بوده، يهو مي‌بينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو.

ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه.

 دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه:

اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...

فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح‌! خودت كمكم كن!

 تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!‌ خودم ميرم!

.......................................

151- به يك تركه ميگن: 2*2 چند مي‌شه؟ ميگه: 5 تا! مي‌گن:

برو بابا، 4 تا ميشه! ميگه: آخه من از يه راه ديگه رفتم

 ......................................

152- تركه فيلم جيمز باند ميبينه خيلي خوشش مياد.

 يكي ازش ميپرسه اسمت چيه ميگه:

 فَر...گضن فر!

.........................................

153- تركه و تهرونيه دعواشون ميشه، ميبرنشون كلانتري.

افسرنگهبان از تهرونيه ميپرسه: اسمت چيه؟ يارو با بيخيالي ميگه:

فِري... افسره حسابي چپ و راستش ميكنه، ميگه:

بي پدر فكر كردي اينجا خونه خالست خودموني شدي؟

گفتم اسمت چيه؟ تهرونيه كه حساب دستش اومده بوده ميگه:

فريدون قربان! افسره برمي‌گرده به تركه ميگه اسم توچيه؟!

 تركه اسمش قلي بوده، يكم فكر ميكنه بعد با ترس جواب ميده: قوليدون!

.............................................

154- تو جزيره آدم‌خورا يك بابايي ميره ساندويچ فروشي،

 يك ساندويچ مغز سفارش ميده. ساندويچيه ميگه: ميشه 2 تومن.

 مرده عصباني ميشه ميگه: يعني چي؟ مگه سَرِ گردنست؟!

 هفته پيش يك تومن بود! ساندويچيه ميگه:

آخه اين مغز تهرونيه، بابا ‌بالاخره يك كلاس خاص خودشو داره.

مردك هم ساندويچش رو ميخوره و چيزي نمي‌گه.

هفته ديگه مياد دوباره يك ساندويچ مغز سفارش ميده،

 اين دفعه ساندويچيه ميگه:‌شد 10 تومن! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه‌:

 بابا چه خبرته؟! ساندويچيه ميگه:

 آخه عزيز من،‌اين دفعه مغز رشتيه، كلي فسفر داره به جان تو!

باز طرف چيزي نمي‌گه و پول و ميده و ساندويچش رو مي‌خوره.

 هفته بعد دوباره مياد و يك ساندويچ مغز سفارش ميده،

 اين دفعه ساندويچيه ميگه: ميشه 100 تومن!

يارو ديگه پاك شاكي ميشه و ساندويچ رو مي‌كوبه رو ميز داد ميزنه:

 اين چه مسخره بازيه دراوردي؟! ساندوچيه ميگه:

‌آخه عزيز من،‌اين يكي مغز تركه،‌ بايد 100 تا كله بشكنيم تا ازش يك ساندويچ دربياد!!

.............................................

155- تركه زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره!

...............................................

156- يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه،

 داريوش مياد چهارم ميشه!

...............................................

157- تركه پسرش رفته بوده زير ماشين، با سنگ ميزنه درش بياره!

...............................................

158- تركه ميخواسته زيردريايي آمريكاييا تو خليج فارس رو غرق كنه،

 در ميزنه فرار ميكنه!

................................................

159- تركه ميخواسته بره هر چي راهزنه اطراف تبريزه دهنشون رو سرويس كنه.

 ملت هم ميان هر كي يه چيزي براش ميارن،

 يكي شمشير مياره يكي خنجر مياره و حسابي مسلحش ميكنن.

 خلاصه تركه راه ميفته و بعد از يك هفته خونين و مالين برمي‌گرده.

 مردم دورش جمع ميشن، مي‌پرسند: چي شد؟ چي كار كردي؟

 تركه پاميشه يا حال زار ميگه:

بابا يه دستم شمشير بود يه دستم خنجر، با دندونام مي‌جنگيدم؟!

............................................

160- تركه به دوستش ميگه: اصغر، قربون دستت،

 برو عقب ماشين ببين چراغ راهنما ماشين كار ميكنه يا نه.

اصغر ميره عقب ماشين، ميگه:

كار مي‌كنه، كار نَمي‌كنه، كار مي‌كنه، كار نَمي‌كنه...!

............................................
161

- به تركه ميگن سه تا ميوه نام ببركه با سين شروع بشه ميگه:

 سيب، سير، سحر! ميگن: سحر كه ميوه نيست؟! ميگه:

 نميدوني چه هلوييه!

..........................................

162- تركه ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره!

..........................................

163- تركه تو كليسا نشسته بوده، يهو مي‌بينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو.

ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه.

دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه:

اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز ديگه

ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح‌! خودت كمكم كن!

 تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!‌ خودم ميرم!

..........................................

164- آويني تو جنگ كشته‌ميشه،

 به تركه ميگن برو يه جوري به خانوادش خبربده.

 تركه ميره دم خونشون زنگ ميزنه، زن يارو ميگه: كيه؟ تركه ميگه:

 ببخشيد،‌ منزل شهيد آويني؟!

............................................

165- تركه زنگ ميزنه خونه رفيقش ميگه: غضنفر! من لهجي دارم؟

رفيقش ميگه: آره!‌ ميگه: پس گحط كن دوباره ميگيرم!

.............................................

166- يارو تركه عرق ميخوره مي‌برنش كلانتري شلاقش بزنن.

 افسرِ چند تا شلاق ميزنه، بعد شلاقو مي‌ده به يكي ديگه ميگه:

برادر حسين! بيا شماهم يه فيضي ببر!‌

يارو هم چند تا ميزنه و ميده به اونيكي ميگه:

برادر اكبر شما هم بيا يه فيضي ببر! خلاصه چند نفري دهن يارو رو ....

بعد كه كارشون تموم ميشه ميان از اتاق برن بيرون،

تركه ميگه: برادر‌ا! لااقل درِ فيضيه رو ببندين!

.............................................

167- اواهه ميخوره زمين، ميگه: اِوا! تو هم جاذبه!

............................................

168- تركه با ماشين ميره تو دره، بهش ميگن:

 چي شد بابا؟ چرا افتادي تو دره؟ ميگه: والله ما داشتيم تو جاده با ماشين ميرفتيم،

 هي جاده پيچيد، من پيچيدم، ‌دوباره جاده پيچيد،

 باز من پيچيدم،‌ يهو جاده پيچيد، من نپيچيدم!

...........................................

169- تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي‌زدند.

 زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه مي‌گذاره كه:

 منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه،

 ‌مي‌بينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!

.........................................

170- تركه از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش،

ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!

.........................................

171- تركه ميفته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا مي‌گيرنش، رئيسشون ميگه:

اينا رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم.

 تركه هم يه چاقو ور ميداره مي‌گذاره رو شكمش، ميگه:

جلو نيايد وگرنه ‌قايقتونو سوراخ ميكنم!

........................................

172- تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده،

 تركه تماشا مي‌كرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن،

 تركه شاكي ميشه، ميگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگيردش!

........................................

174- تركه خودشو دار مي‌زنه، بعلت ضربه مغزي مي‌ميره! ميان مي‌بينند با كِش خودشو دار زده!

........................................
175

- يه جايي جشن بوده،

تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور.

 يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ تركه ميگه:

 من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!

.......................................

176- تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه،

 قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته، ولي تو همون اول نگو،

اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. تركه ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه:

 آقا، يك كويته؟! يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟

همينجوري ميگه تا ميرسه به نوزده كويت!

 يارو ميگه: من يه راهنمايي بهتون ميكنم، با چايي هم ميخورنش.

 تركه ميگه: آاااهان پس بگو، ‌قنده؟!

......................................

177- تركه ميره امام رضا احساساتي ميشه ميگه:‌

امام علي قربون لب تشنت برم پس كي ظهور ميكني؟!

.......................................

178- يارو زبونش ميگرفته ميره داروخونه ميگه: آقا اشپيل داري؟

 ميگه: اشپيل ديگه چيه؟ ميگه: بابا اشپيل ديگه. يارو ميگه: يعني چي؟

 درست تلفظ كنين من بفهمم. يارو ميگه: بابا جان اشپيل، ديگه! يارو ميگه:

 آقا من كه نميفهمم شما چي ميگين، بگذارين به همكارم بگم شايد اون بفهمه.

 رفيق يارو هم زبونش ميگرفته، مياد. بهش ميگه:

 آقا اشپيل دارين، يارو هم ميره براش يه چيزي مياره بهش ميده و ميره،

 بعد همكاراي يارو ازش ميپرسن: اين چي ميخواست؟ ميگه:

 اشپيل! ميگن: بابااين اشپيل ديگه چه كوفتيه!؟

 اصلاً برو يكم از اين اشپيل ور دار بيار ببينيم چيه. يارو ميره و بر ميگرده ميگه:

 اشپيل تموم شد!

......................................

179- عربه ميره مغازه با لهجه ميگه:‌آقا رُبععع دارين؟ يارو ميگه:‌

داريم، ولي نه به اين غليظي!

........................................

180- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، ميگه:

عزيزم من لهجه دارم؟ دختره ميگه: آره. تركه ميگه:

 پس من قطع ميكنم دوباره ميگيرم!

........................................

181- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباش ور ميداره،

هول ميشه ميگه: ببخشيد توپمون افتاده!

.........................................

182- تركه ميره تو خواربار فروشي ميگه: نيم كيلو پنير بدين،

يارو بهش ميگه: ببخشيد، شما تركين‌؟ ميگه: از كجا فهميدين؟ ميگه:

از لهجتون. تركه با خودش ميگه: من بايد اين لهجمو درست كنم.

 پا ميشه ميره خارج بعد از ده سال برميگرده، ميره همون جا ميگه:

 آقا نيم كيلو پنير بدين. يارو باز ميگه: آقا شما تركين؟ ميگه:

 اِاِا... از كجا فهميدي؟ مگه من هنوز لهجه دارم. يارو ميگه:

نه، ولي آخه اينجا پنج ساله كه بانك شده!

......................................
183

- شيره‌ايه ميخواسته تاكسي بگيره، ‌به يك تاكسي ميگه:

 مُشتقيم! تاكسيه،‌ پنج متر جلو تر نگه ميداره. يارو ميگه:‌

 اي بـابـا! من كه مي‌خواستم اونجا پياده شم!

........................................

184- تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه،

 قبل از مسابقه بهش ميگن:

 ببين جواب ژاندارمريه ولي همون اول نگي كه ضايع بشه،

يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه:

جانداره؟ مجريه ميگه: نه. تركه ميگه: مِريه؟ ميگه: نه. تركه ميگه: جاندارمريه؟

..........................................
185

- به تركه ميگن: ‌نظرتون راجع به سريال امام علي چيه؟ ميگه:

 خيلي عاليه، فقط اگه ميشه يخورده قطام شو بيشتر كنيد!

........................................

186- تركه رفته بوده استخر،

مسؤول اونجا مي‌خواسته واسه شاشيدن تو آب جريمش كنه.

 تركه داد و بيداد مي‌كنه كه:‌

خوب بابا همه تو آب مي‌شاشند! يارو ميگه: ‌آره، ولي نه از رو دايو!

...........................................

187- تركه تو اتوبوس واستاده بوده، يهو ميبينه بند كفشش بازه.

به كنار دستيش ميگه:

آقا قربون دستت، ‌يك دقيقه اين ميله رو نگردار من بند كفشم رو ببندم!

..........................................

188- تركه زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه:

 بابا اين چه وضعيه؟!

 اين چه تصاويره مستهجني بود كه تو ان سريال امام علي نشون داديد؟!

 يارو بهش ميگه: قربان ما كه فقط پاها رو نشون داديم.

 تركه ميگه: بابا تلوزيون من پرش داشت، همه جاشو ديديم!

.........................................

189- تركه زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه:

 بابا اين چه وضعيه؟! اين سريال امام علي كه همش بدآموزي داره!

 يارو ميگه:‌چرا آقا؟‌ براي چي؟ تركه ميگه:

‌ بابا الان دو هفته‌ست هروقت ميام پسرمو تنبيه كنم،‌

ميدوه ميره تو كوچه لخت ميشه!

........................................

190- يارو تركه تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه.

 خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، تركه ميگه: بچه‌ها در رين صاحابش اومد!

........................................

191- عربه هي ميگوزيده، بعدش يك ليوان آب ميخورده.

 ازش ميپرسن: چرا هي بعد از گوزيدن آب ميخوري؟ ميگه:

 ولك، اگه آب نخورم كه گرد و خاك ميشه!

..........................................

192- تركه ميره راهپيمايي، مي‌بينه شلوغه برميگرده!

..........................................
193

- تركه 19 تا بچه داشته،‌ بهش ميگن:

چرا يك بچه ديگه نمياري، رُند شه؟! ميگه: فرزند كمتر، زندگي بهتر!

..........................................
194

- تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه:

قربون چشم بگذارم؟ تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!

.........................................
195

- دو تا تركه ميرن يك رستوران كلاس بالا، ‌دو تا كوكا سفارش ميدند‌،

 بعد هم يكي يك ساندويچ از كيفشون درميارند، ‌شروع مي‌كنند به خوردن

. گارسونه مياد ميگه: ‌ببخشيد،‌شما نمي‌تونيد اينجا ساندويچ خودتونو بخوريد.

 تركا يك نگاهي به هم مي‌كنند، ‌ساندويچاشونو باهم عوض مي‌كنند!

.........................................

196- تركه 10 تومن ميندازه تو صندوق صداقات، هنوز دوقدم رد نشده بوده،‌

 يك ماشين ميزنه بهش، درب و داغونش ميكنه.

 همون وقت يك باباي ديگه‌اي داشته يك پولي مينداخته تو همون صندوق،

 ‌تركه با حال زار پاميشه، ‌ميگه: آقا پولتو اونتو ننداز، اون صندوقش خرابه!

..........................................

197- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش،‌

 باباي طرف گوشي رو برميداره، هول ميشه ميگه:

 ‌ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقيقه!

.........................................

198- تركه كفترشو گم ميكنه، تو روزنامه آگهي ميده: بيه بيه!

.........................................

199- كرده تو كردستان پونزده نفرو مي‌كشه،

 تو دادگاه به حداكثر مجازات محكوم ميشه.

 مي‌گيرن شلوارشو درميارن،‌ پاش استرچ مي‌كنند!

..........................................

200- سياه پوسته ميگوزه،

 زنش تا يه هفته داشته از رو زمين دوده جمع ميكرده!

............................................

نوشته شده توسط پویان در 17:31 | | لینک به این مطلب
شنبه نوزدهم اسفند 1385
جک توپ توپ

  به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟



      اصغرآقا اواخر عمرش به زنش گفت : خانم جان بعد از رفتن من به من خيانت نکني که استخوانهام تو گور بلرزه ! زنش هم گفت چشم. مدتي بعد مرد به خواب زنش آمد و گفت : تو اون دنيا به من مي گن اصغر ويبره!



     غضنفر رفت مغازه وگفت ببخشيد شما از اون کارت پستال ها داريد که نوشته : عزيزم تو تنها عشق من هستي؟ مغازه دار گفت بله داريم. غضنفر گفت پس 16 تا از اون کارتها رو محبت کنيد!



      پسري از سربازي براي پدرش اين طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !"


 


              غضنفر ماه رمضان زولوبيا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. يه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولوبياها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا في الدنيا الحسنه ... کسي به زولوبيا دست نزنه!   


 


 مردي بدهي و قرض زياد داشت رفت ماشين مدل بالا خريد! زنش پرسيد : آخه مرد با اين وضعي که ما داريم چه وقت ماشين مدل بالا خريدن بود؟ مرد گفت : ماشينو خريدم تا سريع تر بتونم از دست طلبکارها فرار کنم!!!


             يه بار بچه اي از پدر خسيسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چي ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو مي خواي چه کار؟ تو هفت  هزار هم زيادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو مي خواي چي کار؟ دوهزار کافيه ؟ بيا اين هزار تومنو بگير.بچه مي شماره مي بينه پانصدتومنه!!!


                 ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش.

نوشته شده توسط پویان در 1:27 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه هفدهم اسفند 1385
اس ام اس و جک(9)

بشر ذاتا خوب است و تمدن او را ضايع مي‌كند و بايد به طبيعت پناه ببرد. (ژان ژاك روسو)

---

تا از عزرائيل دستمزد نگيرم، خودكشي نميكنم.

---

به همه لبخند بزن اما با يك نفر بخند، همه را دوست داشته با اما به يك نفر عشق بورز، تو قلب همه باش اما قلبت مال يك نفر باشه!

---

 تركه سوار تاكسي بوده ... بعد از مدتي يكي پياده ميشه و درو محكم ميبنده ...
راننده ميگه : الاغ بي شعور ... يه كمي جلوتر يه نفر ديگه پياده ميشه و باز در و محكم
ميبنده و بازم راننده ميگه : الاغ بي شعور ... خلاصه نوبت به تركه ميرسه و تركه هم
با دقت در و آهسته ميبنده ميبينه راننده داره نگاش ميكنه به راننده ميگه :
چيه ... الاغ باشعور نديدي
---

چاه مکن بهر کسي ، خسته ميشي....ديگ به ديگ چيزي نمي گه....شلوار مرد که دو تا شد ، حال مي کنه....گر صبر کني ، زير پات علف سبز مي شه....صلاح مملکت خويش ، رئيس جمهور داند.....جوجه رو هروقت بشمري جيک جيک مي کنه.....عيسي به کيش خود ، موسي به بندر عباس....کوه به کوه مي رسه ، ميّت رو زمين نمي مونه....آشپز که دوتا شد هيچ کدوم غذا درست نمي کنن....پاتو از گليمت درازتر نکن ، پات دراز مي شه شلوار به پات کوتاه ميشه
---

مرگ از زندگی پرسید چرا من تلخم و تو شیرینی؟
زندگی در جواب گفت : چون من دروغم و تو حقیقت
---

من به خورشيد اعتقاد دارم, حتي اگر ندرخشد من به عشق اعتقاد دارم, حتي اگر تنها باشم من به خدا معتقدم, حتي اگر ساکت باشد

---

ترکه باخرش میرفته بعد فارسه می بینه که ترکه بربری می خوره به خرش نون فانتزی می ده ازترکه می پرسه چرا به خرت نون فانتزی میدی وخودت بربری می خوری میگه خرهای ما فارسن
---

يه روز دوتا قزوينی از کنار هم رد ميشن يکيشون برميگرده ميگه ببخشيد علی جون از جلو نشناختمت!!!

...

وقتي احساس كردي به آخر خط رسيدي . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . از اتوبوس پياده شو!

---

پيروزي نصيب كسي مي‌شود كه بيش از همه استقامت كند. (ناپلئون بناپارت)

---

عنكبوت بدبين با تار خودش هم ته چاه نمي‌رود.

---

براي عشق تو در قلبم سه كوه ساختم، اولي: كوه وقا، دومي: كوه صداقت، سومي: كوهي كه هر وقت بهم گفتي دوست ندارم، از اون بالا بندازمت پايين!

---

تركه خيلي شاكي ميره تو آزمايشگاه داد ميزنه:پس چرا جواب خون شهدا رو نمي ديد؟

---

 

یه سوال عشقولانه

اگر قرار باشد جدايي‌ناپذيرترين زوجي را كه مي‌شناسي نام ببري، چه مي‌گويي؟

 


 

نوشته شده توسط پویان در 9:12 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه هفدهم اسفند 1385
اس ام اس و جک(8)
 


-به شيشه گفتم \\\'دوستت دارم \\\' شکست، به گل گفتم \\\'دوستت دارم\\\' پژمرد. به دريا گفتم \\\'دوستت دارم\\\' خشکيد. حالا به تو ميگم \\\'دوستت دارم\\\'، هواي خودت رو داشته باش!!

2-صبح ها نمیتونم صبحونه بخورم چون دوستت دارم.ظهرها نمیتونم ناهار بخورم چون دوستت دارم.شبها نمیتونم شام بخورم چون دوستت دارم.شبها نمیتونم بخوابم....چون گرسنمه!!!

3-تو مثل خورشید میمونی...میدونی چرا؟ چون از همون نگاه اول میشد فهمید که از پشت کوه اومدی!!!

4-اگه گفتي پنجشنبه شب بعد از ساعت 12 چي ميشه؟
.
.
.
.
هاهاهاها خوب جمعه ديگه!

5-دعاي يك زن موفق: خدايا، از تو خردمندي مي‌خواهم تا همسرم را درك كنم، عشق مي‌خواهم تا او را ببخشم،بردباري مي‌خواهم تا شرايطش را بپذيرم، زيرا اگر از تو قدرت بخواهم، او را آنقدر مي‌زنم تا بميرد!

6-
//////// \\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\

(< @ @>)

.....o00……………00o…..
.
.
.
.
.
این عکس رو وقتی داشتی دختر همسایه رو دید میزدی ازت گرفتن....واقعا که....از تو بعید بود

7-سخت ترین سوال کنکور 86 :

1- هه هه هه هه
2-هه هه هه هه
3-هه هه هه هه
4-هه هه هه هه

و اما سوال:
در کدام گزینه قل مراد داره گریه میکنه؟

8-ارمنيه یه زنه رو سوار می‌کنه. زنه میگه امان از گرونی رون و سینه. ارمنيه میگه لاپا هم همین طور! زنه میگه بی‌تربیت. ارمنيه میگه بابا لاپا- لوبیا- عاداس ....

9-یک نصیحت بشنو از من کاندرآن نبود غرض :

گر خواهی که نبینند رفیقان هنرت را بر خیز و بکش سیفون بالای سرت را

10-عزيزم ! هر کسي غير من بهت « ميگه دوست دارم »باور نکن ! آخه رويا تو تنها کسي هستي که مي پرستم . مريم من واقعا واست ميمرم . ميدوني چيه زهرا ؟ اصلا زندگيم بدون تو فايده نداره ! خدا شاهده سيمين , شب ها از عشقت خواب ندارم . مامانم ميگه فکر ناهيد ديوونه ات کرده ! هر چي بهش ميگم من غير از سپيده کسي رو نميخوام باورش نميشه ! تو بگو عاطفه جونم ! بايد چيکار کنم ؟

11-یه یه یه یه یه یه یه...........یی هوووووووووووووووو دلم خواست برات اس.ام.اس بزنم

12-بدون هر وقت صدای زنگ مسیجت می آد معنیش این نیست که اس-ام-اس داری یا کسی دلش برات تنگ شده یا کسی به یادته.........معنیش اینه که یه نفر بیکار شده و حوصلش سر رفته!

13-يه ترکه ميره خواستگاری بابای عروس بهش ميگه اون گله که زدی به يقت خارش اذيتت نميکنه ترکه ميگه خارش که نه ولی گلدونش که تو شلوارمه دهنمو سرويس کرده.

14-ملوسم....دلم برات تنگ شده
.
.
.
.
.
قربانت قل مراد
15-قلب من، دل من، خون تو رگهاي من، نفس من، جيگر من، خلاصه... همه وجودم درد مي‌كنه، بايد برم دكتر ببينم چرا اينطوري شدم!

 

 

 

ميگن فردا ساعت 4 خوشگل‌ها رو مي‌گيرن تو رو خدا بيرون نرو نمي‌گيرنت ضايع مي‌شي

اولی: میدونی رشتی ها کی گوه گیجه میگیرند؟ دومی: .....اااااااااااااااا ........... روز پدر

به ترکه می گن فرق هواپیما با آدم کچل چیه ؟ میگه : والا , کچل که فرق نداره . هواپیما هم نکته انحرافیه

روز تو کنارم نباشي..... اين زندگي تلخي رو که دارم رها مي کنم....مي زارم ميرم.... تا ديگه مجبور نشم هر روز صبح گريه هاي تنهايي خودم رو توي آيينه اتاق تحمل کنم

عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلند تر خواهد بود رنگین کمان پاداش کسی است که تا آخرین قطره زیر باران می ماند

 

ye roz sheytoon ghorse X mizaneh shab hameye mardomo namaze shab bidar mikoneh

زنان به خوبي مردان ميتوانند اسرار را حفظ كنند ولي به يكديگر مي گويند تا در حفظ آن شريك باشند.( فئودور داستايوس

زندگي مثل شطرج مي مونه اگربلدنباشي همه مي خوان يادت بدند .... اگر خوب بازي کني همه مي خوان شکستت بدند

 اگر عاشق شدن ديوونگي باشه اگردوست داشتن يک بهونه باشه من همون دوست ديونه تم

طبق آخرین اطلاعیه سازمان دیده بان حقوق بشر جوراب احمدی نژاد به عنوان یکی از سلاحهای کشتار جمعی شناخته شده

 


 

نوشته شده توسط پویان در 9:11 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه هفدهم اسفند 1385
اس ام اس و جک(7)

حدود چند صد سال پیش در کرمان یه آقایی بود به اسم ملا سلیمان که خیلی ادعای شاعری داشته و خودشو سرآمد همه شعرا میدانست. وقتی شنید تو شیراز یکی پیدا شده به اسم سعدی که میگن خیلی شاعر زبردستیه, به ملا سلیمان برخورد. گفت میرم شیراز با این یارو سعدی مشاعره کنم تا بفهمه شعر چیه و شاعر کیه. بعد از چند هفته طی طریق بالاخره رسید در خانه سعدی. در زد, دختر سعدی در رو باز کرد و پرسید فرمایش؟ ملا سلیمان بدون سلام و علیک و با تکبری "شاعرانه" گفت که کیه و برای چی اومده. دختر سعدی از همانجا باباشو صدا زد و گفت

...
بابا بیا ملا سلیمان آمده
ملا ز کرمان آمده

..

کرمان زگُه آید برون
این گُه ز کرمان آمده

اینو گفت و رفت, ملا سلیمان بیچاره که حسابی از این حاضر به جوابی رباعی گونه دختر سعدی جفت کرده بود, فکر کرد دخترش که اینقدر با ذوق و هنرمند باشه باباش دیگه چه غولیه, فهمید که در برابر سعدی کم میاره, دمش و لا پاش گذاشت و سریع از آنجا دور شد

البته فکر نکنید که دخترسعدی قصد توهین به کرمانیهای عزیز را داشت, نه, فقط از رفتار بی ادبانه ملا سلیمان کفری بود و آن دو بیتی ناخودآگاه از دهانش پرید بیرون. وگرنه هم سعدی و هم دخترش ارادت خاصی به کرمانیها داشته و آنها را مردم شریف و نجیب و محترمی میدانستند. و حتی دختر سعدی قصیده طویلی در وصف خوبیهای کرمانیها سروده که متاسفانه در آتش سوزی که در خانه سعدی میشه نسخه اصلی می سوزه. اما شیرازیهای شعر دوست و شاعر پرور سینه به سینه, نسل به نسل, تا امروز هم آن قصیده زیبا را در دلهای شان حفظ کردند
ملا سلیمان تصمیم گرفت مدتی به کرمان نره تا موضوع مشاعره او با سعدی فراموش بشه. چند هفته بعد در قهوخانه ای در اصفهان که مشاعره برپا بود و چندتا شاعر حضور داشتند, ملا هم بود. بعداز اتمام مشاعره , شعرا از جمله ملا سلیمان در باره شعر و وزن و قافیه و اینجور چیزا با هم صحبت میکردند. یکی دو ساعت که بحث کردند ملا با آنها حسابی رفیق شد. بعداز جریان دختر سعدی دیگر اون تکبر قبلی را نداشت. جریان را برای شعرا تعریف کرد. یکی از این شاعرها که اسمش خواجه نصیر بود و در تکبر و خودستایی دست کمی از ملا سلیمان سابق نداشت گفت سعدی سگ کی باشه , ناراحت نباش رفیق, خودم میرم با کلام آتشین و موزونم پدر سعدی و دخترشو در میارم. و انتقام ترا از آنها می گیرم
چند روز بعد خواجه نصر رسید به پشت در خانه سعدی. در زد. دختر سعدی که رو پشت بام بود از آن بالا میپرسه فرمایش؟ خواجه نصیر که نمی خواست مثل ملا سلیمان میدون را دست دختره بده تصمیم گرفت اصلا بدون قافیه یک کلام هم با اهل این خانه صحبت نکنه, پس سینه را صاف کرد و گفت
خواجه نصیرم نصیر
آمدم از گرمسیر

تا بزنم بر تو ک...ر
دختر سعدی سلام

دختر سعدی داشت می آمد پایین که در رو باز کنه, خواجه تو دلش خطاب به او می گفت, چه شد؟ چرا لال شدی؟. اما آتشپاره ی سعدی به محض اینکه در را باز کرد گفت
دختر سعدم بنام
آمدم از پشت بام

ک...ن تو ک...ر بابام
خواجه علیک و سلام

و رفت که به باباش بگه مهمون داره. خواجه که حسابی زرد کرده بود و چون مثل تمام آدمای لاف زن و متکبر کم شهامت و در مواقع ضروری بدون اعتماد به نفس و ترسو هم بود فلنگ رو بست و از آنجا دور شد
نزدیکی های اصفهان که رسید وارد شهر نشد , شهر رو دور زد و رفت طرف مشهد, بلکه داستان مشاعره اش با سعدی فراموش بشه

چند هفته بعد در مشهد توی مهمانسرای شهر با یک همشهری ما که او هم دستی در شعر و شاعری داشت آشنا شد. دو سه روز که گذشت با هم صمیمی شدند و خواجه سرگذشت خود و دختر سعدی را براش تعریف کرد. همشهری ما چیزی نگفت. فردای آنروز آمد پیش خواجه که خداحافظی کنه, اما نگفت که می خواد به شیراز بره, درست حدس زدید, همشهری ما هم حوس مشاعره با سعدی را کرده بود.

چند هفته بعد رسید جلوی در خانه سعدی, در زد, دختر سعدی که تازه کلی آب گرم کرده بود و ریخته بود توی یک طشت بزرگ که سرش را بشوره, پیراهن نازکی تو تنش بود, سریع چادر را سرش گذاشت و رفت در رو باز کرد. حجابش کامل کامل نبود نصف موهای جلوی سرش را میشد دید. همشهری ما اصلا فکر نمی کرد دختر سعدی اینقدر خوشگل و جذاب باشه. خواجه نصیر چیزی در این باره نگفته بود. خلاصه با همان نگاه اول یک دل نه بلکه صد دل عاشق دختره میشه . سلام میکنه و میگه از زیارت مشهد می آید و ادامه میده
ز گیلان آمدم من مرد رشتی
چه زیبایی تو, دور از هر پلشتی

غرض درس است از استاد شیراز
کلامش بس عزیز است نزد رشتی

به این میگن کلاس, با اینکه همشهری ما در شعر و شاعری دست کمی از ملا سلیمان و خواجه نصیر نداشت, و حتی به روایت راویان موثق اخبار خیلی هم بهتر از آنها شعر می گفت, اما فروتنی و متانت گیلگی خود را حفظ کرده و میگوید آمده تا از استاد شیراز درس بگیره. ایکاش همه جای دنیا گیلکانه می اندیشیدند و میگفتند و عمل می کردند. نه مثل آن ابریق های نیمه پر که هرچه آبش کمتر باشه سر و صداش بیشتره. یا مثل آنهایی که برای مخفی کرن ناتوانی های زناشویی خود برای همسایه ها شون از بی بخاری رشتیها میگن, برای همان همسایه هایی که تا فرصت گیرشان میاد دست نوازشی به سر و صورت و ... زنش می کشند, همان همسایه هایی که موقع تعریف جوکهای این احمق کلی هم می خندند, در ظاهر بخاطر جوکها و در دل به فلاکت این بیچاره. در مورد خانم ها که جوک رکیک رشتی میگن باید بگم خانمهای با شخصیت اهل این کارا نیستند, آنهایی هم که میگن یا زن امثال همین آقایی رو که الان تعریفش کردم هستند, یا اینکه یه جایی شون... و مثل آن دزده که تو خیابون مردم دنبالش می دویدند و برای ردگم کردن فریاد میزد آی دزد! باری, مثل اینکه دارم از موضوع پرت می شم. دختر سعدی که به بخاطر احترام و تعریفی که ازش شده بود به وجد آمده بود گفت
سلام از من به تو آقای رشتی
چه خوب وصفی نمودی ام تو مشتی

پدر بیرون و من تنهایم اینجا
بیا آبی بریز رویم تو طشتی

تو حیاط که میرن دختر سعدی چادرش را برمیداره. ضربان قلب همشهری مان تند و تند تر میشد, دختر با چشمان سیاه و قشنگش نگاهی به او کرد و با لبخندی که باز هم قشنگترش می کرد گفت تا آب سرد نشده کمک کنید سرم را بشورم, با این پارچ می تونید آب از طشت برداشته رو سرم بریزید. دو زانو نشست و سرش را به طرف پایین خم کرد. همشهری ناقلای ما کمی آب روسرش ریخت و بعد الکی یکی از پاهاش رو به زمین کوبید, یعنی که داشت زمین می خورد, قدری از آب رو ریخت رو بدن دختر و گفت ببخشید. دختر چیزی نگفت, آب که رو پیراهن نازک ریخت حسابی بدن نما شد. وقتی سر و صورتش را صابون میزد همشهری مطمئن بود که الان دیگه متوجه نمیشه, پس خم می شد و از جلو بدنش را تماشا میکرد. بالاخره دختر سعدی گفت آب بریز! آخرین پارچ آب را هم داشت میریخت که باز همشهری ما حقه دیگه ای زد. گفت آب داره تمام میشه و همزمان با احتیاط دستش را گذاشت پس گردن دختر و گفت اینجاها هنوز صابون هست. دختر گفت ممنون پاکش کنید. آقای رشتی با دست راست یواش یواش آب میریخت و با دست چپ روی گردنش را می مالید. دستش یواش یواش از پس گردن به سمت جلو و گلوی دختر و بعد کمی پایین تر رسید. با احتیاط دستش را باز هم پایین تر برد و ناگهان یکی از همان چیزهای نرم و لطیف به نوک انگشتانش خورد. تازه می خواست یکی از آنها را با دستش بگیرد که ناگهان دختر سعدی بلند شد و در آغوشش گرفت و چند دقیقه ای همدیگر را بوسیدند و سپس دختر گفت
بدر آریم پیراهن و تنبان
بلولیم بر هم اینک با تن وجان

همشهری ما دختر را بلند کرد رو دستهاش و برد بطرف خونه
هنوز چند دقیقه ای نگذشته بود که سعدی آمد خونه. دید طشت آب تو حیاطه و پارچ هم افتاده روی چادر دخترش و اون رو خیس کرده. نگران شد و کمی هم ترسید. آهسته وارد خونه شد, ساکت ماند, صدای حرف می اومد, جلوتر که رفت صدای دخترش رو شنید, صداهای عجیب و غریبی از دخترش بلند میشد, اما شبیه صدای اعتراض یا بگو مگو و کشمکش و این جور چیزا نبود, کمی جلوتر رفت و دوباره گوش بزنگ ایستاد, از ناله ها و گاها خنده های خفیف دخترش یه چیزایی بو برده بود, کمی دیگر که گوش داد دیگه مطمئن شد. برگشت که چوبی, کاردی چیزی برداره, بعد ایستاد و کمی فکر کرد. چند دقیقه ای صبر کرد. بعد فریاد زد لباساتونو بپوشید! دو سه دقیقه بعد با تانی رفت بطرف اتاق , دختر سعدی و همشهری ما سرشان را پایین انداخته بودند. سعدی رفت جلوی آقای رشتی و یک سیلی محکم خوابوند تو گوشش و رو به دخترش گفت این مرتیکه کیه؟ میخوای آبروی منو ببری؟ میخوای سنگسارت کنند؟. چند لحظه ای سکوت حکمفرما شد. سعدی رفت تو اتاق خودش

دختر و آقای رشتی یه چیزایی پچ و پچ کردند و بعد وقتی دیدند سعدی تو اتاقشه بدون سر و صدا همدیگر رو بوسیدند, بعد یواش یواش رفتند تو حیاط و همشهری ما داشت درر و باز کنه که بره بیرون ناگهان سعدی که چند دقیقه ای فرصت فکر کردن پیدا کرده بود پرید تو حیاط و با کمی عصبانیت پرسید اسمت چیه ؟ از کجا می آی؟ دختر که پدرش را خوب می شناخت یه چیزایی بو برده بود, داشت از خوشحالی پر در می آورد. سعدی که در مجموع آدم منطقی و دمکراتی بود و ضمنا نمیخواست بچه "حرامزاده ای" رو دست خودشو و دخترش بمونه خطاب به هردو نفر گفت بیایند پیشش, بعد خطبه عقدی براشون خواند و همشهری ما تو شیراز ماندگار شد. و فرصت های فراوان مشاعره با سعدی نصیبش شد, و هربار بیش از پیش در می یافت که در محضر استاد جامه شاگردی بیشتر برازنده اش هست

دختر سعدی و همشهری ما صاحب نه فرزند شدند. بعدها خاندان بزرگی را در شیراز تشکیل دادند. محله رشتیها در شیراز از آبادترین و پرجمعیت ترین محله های شیراز بود. اسم این محله تا انقلاب مشروطیت محله رشتیها بود که بعد عوضش کرده و به اسم یکی از مشروطه خواهان شیراز گذاشتند. از این خاندان آدم های برجسته زیادی برخاستند و حدود چند قرن پیش تعدادی از آنها به گیلان موطن جد شان مهاجرت کردند. تقریبا تمام کسانی که اصل و نسب شان به این خاندان وصل می شود طبع شاعری دارند. میگویند آیت الله گیلانی از همین خاندان است برای همین هم شعر زیاد میگفت...

منبع : گیل ماز

 

نوشته شده توسط پویان در 9:10 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه هفدهم اسفند 1385
اس ام اس و جک(6)

یک دختر اگر توی خیابون پسری ازش بپرسه ساعت چنده میگه:ساعت 7.اما یه پسر اگر یه دختر ازش ساعت بپرسه میگه :ساعت 7 و 2 دقیقه و 24 ثانیه,اینم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم

 

از غصه اين درد ندانم چه كنم يا هست پناهي و ندانم چه كنم؟ وز دل بيمارم هر دم تا ز سحر ز شوق روي بي تابت چه كنم؟ چشم من شرم باد ، ز تو نظري با دل عشاق خويش ز دوريت چه كنم ؟ گرچه وصال آغازگر روياي ما بود با مرگت زين سر آغاز چه كنم ؟

 

آخر يه روز پرينت قلبم رو مي گيرم تا باورت بشه كه با هر نفسم صد بار مي گم دوستت دارم

 

هزار شاخه گل رز...يه بغل پيچک سبز...يه سبد سيب و انار...مي سپارم به تو من...ببر سر چهار راه بفروش...نصف سودش مال من!

 

لحظه ها را ديوانه وار ورق مي زنم هر کجا که قلبم مي تپيد صفحه اي پاره مي کنم و باز ورق مي زنم بلکه اين کتاب زودتر تمام شود

 

هواپيما داشت سقوط مي کرد همه داشتن جيغ ميزدن به جز يه ترکه ! ازش مي پرسن چرا تو ساکتي ؟ ميگه : ماله بابام که نيست بذار سقوط کنه

 

بین دو لب خنده چو گردد عیان غصه غم رو ببرد از میان فایده خنده بود بیشمار از من آزاده در این روزگار ترک غم رفته و آینده کن خنده کن و خنده کن و خنده کن تقدیم به کسانی که دوستشان دارید

 

یاد داشته باشید بهترین نوع ارتباط آنست که در آن عشق شما به دیگران بیشتر از نیازتان به آنها باشد

 

رفاقت به معنی حضور در کنار فردی دیگر نیست بلکه به معنی حضور در درون اوست

 

خيلي دوست دارم. اخه ميگن.. دل ادم ها به اندازه ي مشت شون است.. پس چطور يک دريا خوبي. يک دنيا مهربوني..يک آسمان عشق.. يک کهکشان محبت و يک عالمه دوستي تو دل تو جاه مي شه

 

نوشته شده توسط پویان در 9:8 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه هفدهم اسفند 1385
اس ام اس و جک(5)
ابوريحان بيروني در بستر مرگ بود كه پسرش بهش گفت تو اين لحظه اخر چه كاري ميخواي برات انجام بدم ان دانشمند بزرگ به فرزندش چنين گفت ...مربا بده بابا....؟؟؟؟
 

 

boos tanha tasadofie ke police nadare.baghal tanha parkingie ke jarime nadare.pas miai too parking tasadof konim

 

moraghebe afkaret bash ke goftarat mishavad! moraghebe goftarat bash ke raftarat mishavad! moraghebe raftarat bash ke adatat mishavad! moraghebe adatat bash ke shakhsiatat mishavad! moraghebe shakhsiatat bash ke sarneveshtat mishavad...!!

 

mavade be kar rafte dar sakhte zanan: goosht va ostokhan:40 ta 60 kiloo. lavazeme arayesh:1 man. eshve:40 kharvar. ghero fer:50 dor dar daghighe. zaban:14metr. tavanaeeye bayan: 2000 asbe bokhar. ghodrate ashk rizi: 5 litr dar saat. mantegh: 2geram dar kol. Aghl: 0.5 mesghal. Lajbazi :be andazeye kafi.

 

اگه بيکاري اگه حوصله ات سر رفته اگه دوست داري کاري بکني و نميدوني چه کاري . . . . . مربا بده بابا

 

آري آغاز دوست داشتن است گر چه پايان راه نا پيداست من به پايان دگر نينديشم که همين دوست داشتن زيباست

 

اگه دوست داري با من ببين يا بذار باهات ببينم با من بگو يا بذاربا تو بگم سلامامونو عشقامونو دردامونو تنهايهامونو

 

age doost dashtane tu gonah bashe pas man on tah tahaye jahanamam

 

Ziiin Pas SMS Haye Khod Ra Be Heyfe Nan Befrestid Ooo Be Ma Eblagh Mikonad - Ma Ba Rayat Jama'at kari Nemikonim

 

عشق تو همچون سکه اي درون قلک قلبم افتاد. اگر بخواهم آن را از قلک درآورم نياز به شکستن قلبم است

 

قانون آخر نيوتن : سيب مي افته فقط به خاطره تو چون تو تنها جاذبه ي زمين هستي عزيزم .

 

 

VASE DIDANE NOR BE KHORSHID NEGAH KON.....VASE DIDANE ESHGH BE MAH NEGAH KON......VASE DIDANE GHASHANGI BE TABIAT NEGAH KON.......AGE MIKHAY 3 TASHO BA HAM BEBINI BE AYNE NEGAH KON..!!!!

 

AGE NIYOTON GHABL AZ MARGESH SORATE MAHE MANO DIDE BOD MANIYE VAGHEIYE JAZEBARO DARK MIKARD!!!!

 

اسمت رو روي غنچه نوشتم، شكفت! روي درخت نوشتم، ميوه داد! توي صحرا نوشتم، لاله‌زار شد! آخه عزيزم، پشكل هم شد اسم؟!

 

میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ات می کرد بهت چی گفت ؟جایی که میری مردمی داره که می شکننت نکنه غصه بخوری من همه جا باهاتم . تو تنها نیستی . توکوله بارت عشق میزارم که بگذری، قلب میزارم که جا بدی، اشک میدم که همراهیت کنه، ومرگ که بدونی برمیگردی پیشم ....

inro0za adate hame raftano del shekastane,darde tamoome ashegha paye kasi neshastane,inro0za jorme ashegha shahre delo forookhtane,chera faghat neshastano be paye cheshmi so0khtane?

 

اسمت را روي كاه نوشتم خراب شد .. اسمت را روي شمع نوشتم آب شد .. اسمت را وي قلبم نوشتم شكست .. جمع كن بابا خودتو با اين اسمت

 

ما لحظه ها را ميگذرانديم تا به خوشبختي برسيم افسوس خوشبختي همان لحظه ها بود که ميگذرانديم

 

بي تو اي دوست در اين جنگل سبز من غم انگيز ترين پاييزم

 

من آن گلبرگ مغرورم كه مي ميرم ز بي آبي ولي با خفت و خواري پي شبنم نمي گردم

 

be andazeye mohaye saram doset daram...........dostarat hasan kachal

 

  در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد...

 

ميخواي با سه شماره هيبنوتيزمت كنم و بگم چه جور آدمي هستي؟ خوب، پس با شماره 3 آروم چشمات رو ببند: . . . . . 1 . . . . . 2 . . . . . 3 . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . هنوز كه چشمات بازه؟ . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . ميگم چشماتو ببند! . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . چرا زير چشمي نگاه ميكني؟ . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . اصلا نيازي به هيبنوتيزم نيست، هر خري مي‌فهمه كه چقدر فضولي

 

Eyde saeede"fetr"mobarak,(setade royate helale mahe ardebil

 

اينگونه زندگي کن:ساده اما زيبا،مصمم اما بيخيال، متواضع اما سر بلند،مهربان اما جدي،سبز اما بي ريا،عاشق اما عاقل

 

سلام ببخشين مزاحم شدم .. يه کاري باهات دارم واسم انجام ميدي؟ امشب اينجا هوا ابريه .. ماه توي اسمون نيست ، ميشه خواهش کنم امشب تو به جاي اون توي اسمون باشي ؟اخه از تو ماهتر پيدا نکردم

 

ازکسی که دوستش داری ساده دست نکش شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبورنکن چون شاید هیچ وقت هیچ کس تورو مثل اون دوست نداشته باشه

 

سعي کن هيچوقت عشق رو گدايي نکني چون هيچوقت به گدا چيز با ارزشي نميدن

کاش فقط یکبار از نگاهم می فهمیدی که چقدر دوست دارم باهات باشم کاش می فهمیدی که دلم می خواد بهت بگم که دوستت دارم. ولی می ترسم. وقتی دیدمت دلم لرزید. وقتی نگاه مهربونت رو می دیدم احساس کردم که چقدر این نگاه و دستهای مهربونت به داشتن من نیاز داره. کسی که نگاه زیبایت را درک کنه. کسی که مرحمی باشه برای تمام دلتنگی هات. کسی که دستهای تو رو توی دستش بگیره و نوازش کنه. آخ... کاش مال من بودی. کاش مال من بودی

 

راضیم به خوشبختیت حالاباهرکی باشه… گرچه دل من تنها شده ولی یادتو باهاشه

 

 آیا زندگی را دوست داری؟ پس زمان را بر باد نده. چون زمان همان چیزی است که زندگی از آن تشکیل شده است

 

 هیچ کس نمی تواند بدون داشتن دوست خوشحال باشد و هیچ کس نمی تواند از اینکه دوستی دارد مطمئن شود، مگر در هنگام ناراحتی

 

کاش رویا هایمان روزی حقیقت می شدند تنگنای سینه ها دشت محبت می شدند سادگی ، مهر و صفا قانون انسان بودن است کاش قانونهایمان " یک دم " رعایت می شدند اشکهای همدلی از روی مکر است و فریب کاش روزی چشم هامان با صداقت می شدند گاهی از غم می شود ویران دلم ، ای کاش بین دلها غصه ها مردانه قسمت می شدند

 

 وقتي كسي رادوست داري، گفتن آسان تراست، شنيدن آسان تراست، بازي كردن آسان تراست، كاركردن آسان تراست. و وقتي كه كسي تورا دوست دارد، خنديدن آسان تراست. واگر تنهاي تنها باشي، به مرگ فكركردن ازهمه چيزآسان تراست

 

من گرفتار سنگيني سکوتي هستم....... که بلندتر از هزاران بار فرياد هست
 

 

نوشته شده توسط پویان در 9:7 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه هفدهم اسفند 1385
اس ام اس و جک(4)
مرد، این موجود بیچاره!

وقتی به دنیا میاد، همه حال مامانشو می پرسن! وقتی ازدواج می کنه همه می گن چه عروس خوشگلی! وقتی می میره همه می گن بیچاره زنش!

---

اگرمي خواهيد ديگران را حرص بدهيد ....1.قبل از شروع امتحان از اطرافيانتان چند تا سوال پيچيده که در پاورقي بوده بپرسيد... بعد وقتي همه رو به جون هم انداختيد با خيال راحت براي امتحان تمرکز کنيد... 2-وقتي زنگ آيفون را ميزنيد و در را برايتان باز مي کنند دوباره زنگ بزنيد و بگوييد: ممنون! باز شد! -3.وقتي ميخواهيد تلويزون رو خاموش کني صداشو تا آخرين شماره ببريد بالا تا نفر بعد موهاش سیخ شه..

---

بيچاره دخترا اگه خوشگل باشن مي گن عجب جيگريه! اگه زشت باشن مي گن کي اينو مي گيره! اگه تپل باشن مي گن چه گوشتيه! اگه لاغر باشن مي گن چه مردنيه! اگه مودبانه حرف بزنن مي گن چه لفظ قلم حرف مي زنه! اگه رک و راست باشن مي گن چه بي حياست! اگه يه خورده فکر کنن مي گن چقدر ناز مي کنه! اگه سري جواب بدن مي گن منتظر بود! اگه تند راه برن مي گن داره مي ره سر قرار! اگه اروم راه برن مي گن اومده بيرون دور بزنه ول بگرده! اگه با تلفن کارتي حرف بزنن میگن زنگ زده به دوست پسرش...

---

یادم باشه که یادت باشه که یادم بیاری که یادت بدم که یاد بگیری که همیشه به یادتم و یادت هیچ وقت از یادم نمیره  اینو یادت نره....!!!

---

دوست دختر بسیجیه براش بوس میفرسته بسیجیه جاخالی میده.

---

بسیجیه میخواسته متلک بندازه به دختره میگه خوشگله نمازتو خوندی؟

---

می دونید چرا قزوینی ها از زندگی راضی اند؟ چون هیچوقت زندگی بهشون پشت نمی کنه

---

ترکه می خواسته آمپول بزنه پرستار بهش میگه: بکش پایین

ترکه میگه :من دفعه اولمه خانم اگه میشه شما اول بکشین پایین!!!!!!!!

---

وقتی به آسمون نگاه میکنی، دوست داری کدوم ستاره مال تو باشه؟ به اونی که کم نور تره قانع باش چون اونی که پر نور تره را، همه نگاه میکنن!!

---

دختر تو 18 سالگی مثل توپه فوتباله که 22 نفر دنبالشن

تو 28 سالگی مثل توپه هندباله که 10 نفر دنبالشن

تو 38 سالگی مثل توپه گلفه که که 1 نفر دنبالشه

تو 58 سالگی مثل توپه جنگیه که همه ازش فرار میکنن

---

به یارو میگن عروسیت کیه ؟ میگه دوشنبه نه  چهارشنبه هفته ی بعد.!!!!!!!!!!!!!!!!

---

ترکه میره آمپول بزنه.  دکتره  میگه بزنم راست یا چپ ؟  ترکه میگه کون منو وارد سیاست نکن بزن وسط

---

جرايد: كتاب فارسي مدارس بومي مي‌شود... مشهد: آن مرد با شمع آمد، اصفهان: آن مرد پول دارد، آبادان: آن مرد آن شب با عينك ريبن آمد، شيراز: آن مرد حال نداشت و نيامد، سنندج: آن مرد سبيل دارد، زاهدان: آن مرد را كشتند، اردبيل: آن مرد بار بُرد، قزوين: آن مرد با يک بچه آمد، رشت: آن مرد رفت، بابا آمد

---

از تركه مي پرسن كامپيوتر بلدي؟مي گه اره!بعد ميگن كامپيوتر روشن كن........مي گه نه تا اين حد.........؟؟

---

مي دوني فرق تو با گاو چيه ؟ زياد فكر نكن فرق زيادي ندارين

---

به لره ميگن: خسته نباشي .ميگه : باشم مثلا" چه غلطي ميكني

---

عاشق بارونی ولی وقتی بارون میاد چتر رو سرت می گیری

میگی  عاشق برفی ولی از یه گوله برف می ترسی

میگی عاشق پرنده ای ولی اونو تو قفس زندونی می کنی

انتظار داری نترسم وقتی میگی عاشقتم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

---

هاااااااا گول وخوردی اس ام اس نبیدم وجدان موبایلت بیدم فقط وخواستم منو از جیبت در ویاری تا هوا وخورم

---

ترکه اکس میزنه میره تو خیابون یه خره رو میبینه که داره از روبرو میاد با خودش میگه چه توهمی هم دارم میرم هم دارم میام

---

به یه ترکه میگن جسم شفاف رو تعریف کن میگه جسمی که بشه از این طرف اون طرفشو ببینی. میگن باریک الله یه مثال بزن؟ میگه نردبون!!!

---

خواهرها چند نوع داداش دارند؟

 1.داداش اينترنتي تا هر وقت خواستن ازش اكانت مجاني بگيرن 2.داداش خر زور تا در مواقع لزوم حال بعضي ها را بگيره 3.داداش خوش تيپ و پول دار تا به دوستانش بگه اين بي اف منه 4.داداش خر خون تا موقع امتحان براش تقلب بنويسه 5.داداش ماشين دار تا اونو به موقع سر قرار برسونه 6.داداشي كه چشم ديدنشو نداره(همون داداش واقعي خودش)

---

روباه میره زیر درخت به کلاغه میگه به به چه سری چه دمی ...کلاغه میگه زر نزن من خودم دوم دبستانم

---

ترکه به يه دختر ميگه اسمت چيه؟ دختره بهش ميگه "شراره" ولی بچه ها صدام ميکنن شراب. ترکه میخواد یعنی کلاس بذاره ميگه اسمه منم علي اصغره بچه ها صدام ميکنن عرق سگی!!!

---

بچه هويج داشته با مامانش تو خيابون راه ميرفته... يكدفعه ميزنه زير گريه! مامانش ميگه چی شده؟! ميگه آب هويج دارم

---

عربه بچش تو اتوبوس به دنيا مياد اسمشو ميذاره ابدوالواحد

---

  و در آخر یه توصیه دارم براتون:

از کسی که دوستش داری ساده دست نکش. شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن .چون شايد هيچ وقت ،هيچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد

 

نوشته شده توسط پویان در 9:6 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه هفدهم اسفند 1385
اس ام اس و جک(3)
تنها يادگاري (( ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ )) اين آخرين چيزيه که از تو برام مونده، جاي پاهات رو ديوار اطاقم، يادت به خير، عجب مارمولکي بودي

سالها بود تورا ميکردم...همه شب تا به سحرگاه دعا / ياد داري که بمن ميدادي ... درس آزادگي و مهر و وفا؟ / همه کردند چرا من نکنم.... وصف روي گل زيباي تورا؟ / تو اگر خم نشوي تو نرود... قد رعناي تو از اين درگاه

ادامش تو ادامه متن


می دونی سکس برای پیرمرد مثل چیه؟ مثل اینه که بخوای با طناب بیلیارد بازی کنی!!!

اولین چیزی که بهش دل بستم تو بودی بدون تو اروم نداشتم می دونستم اگه تو نباشی گریم می گیرفت و بدون تو شبها خوابم نمی برد دوستت دارم پستونک

روزتان را با گوزتان اغاز کنید(کنسرو لوبیای تبرک).

 ترکه رادیو گوش می داد رادیو می گه خیابون انقلاب به امام حسین بسته است. ترکه می گه خوب بابا چرا قسم می خوری حالا؟

ازضرب من تا جمع تو راهي بجز تفريق نيست دل خوش به مجموعم مكن اينجا مگر تقسيم نيست با راديكال عشق بيا تا بشكند مجذور من چيزي نگفتن بهتر از سينوس تو آلفاي من

لرزش صدات ، برق نگات ، تپش قلبت ، نفس هاي تند و عرقي كه روي پيشونيت نشسته همه گوياي يه چيز هستن : تيروئيدت پركاره . برو دكتر

 

از غصه اين درد ندانم چه كنم يا هست پناهي و ندانم چه كنم؟ وز دل بيمارم هر دم تا ز سحر ز شوق روي بي تابت چه كنم؟ چشم من شرم باد ، ز تو نظري با دل عشاق خويش ز دوريت چه كنم ؟ گرچه وصال آغازگر روياي ما بود با مرگت زين سر آغاز چه كنم ؟

 

به ترکه ميگن با دندون و بند کرست و عشق جمله بساز ميگه چون به دندان بندکرست باز شد يا علي گفتيم و عشق آغاز شد

 

به يکي ميگن: يک جمله بگو که توش سه تا دروغ باشه !!!ميگه: دانشگاه آزاد اسلامي

 

گركه گشاد گشاد راه ميرفت! ازش ميپرسن چرا گشاد راه ميري؟ ميگه : رفتم خونه شنگول و منگول گفتم: منم مادرتون ! باباشون باور كرد!

 

به مناسبت اينكه تونل رسالت در روز مادر افتتاح شد مسئولان در تلاشند تا برج ميلاد هم تو روز پدر افتتاح بشه!!!!!! فقط يه بچه اين وسط كمه!

 

به سياه پوسته ميگن شامپو بدنت چيه ميگه: مشكين تاژ

 

عاشقان گويند دنياي بوسه عجب دزديه پرمنفعتي است كه اگر بازپس گيرد دوچندان شود...

 

من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري برای با تو موندن تا همیشه دوستت دارم.

چه روزگاريه !!!بچه كه بوديم دخترا عاشق عروسک بودن و پسرا عاشق مردهاي قوي ......بزرگ شديم دخترا عاشق مرداي قوي شدن و پسرا عاشق عروسکا......

 

چه قشنگه ک س سارا
چه بزرگه ک ی ر دارا
کاندومی برای فردا
کاندوم دارا و سارا

 

به ترکه می گن نظرت راجب گل چیه؟ می گه همان بس که در قران امده: گل هو الله احد

 

از غضنفر می پرسن : می دونی پل رو برای چی می سازند؟می گه : برای اينکه کشتيها از زيرش رد بشن

---

تو گلی عین گلای قشنگ قالی

تو به ظرافت تارو پود فرش های ایرانی

اصلا تو خود فرش پاتریسی که یه تخته ش کمه

---

خانه‌اي با تماميِ امكانات: سونا خشك، سونا بخار، استخر، جكوزي، سالن كنفرانس، سالن بدن‌سازي، لابيِ بزرگ، 5 خوابه، 450 متر زيربنا، دوبلكس ( يعني كلا 900 متر )، در بهترين نقطة بالايِ شهر، پنت‌هاوسِ يه برجِ 40 طبقه، با ديدِ عالي متعلق به اينجانب ميباشد! دل همتون بسوزه

---

چنين گفت رستم به اسفنديار            تيكه ميكه داري وردار بيار

---

گدايي به شخصي رسيد و گفت: «به من كمك كنيد. ۲۰ تومان به من بدهيد تا با اتوبوس به خانه بروم.» شخص جواب داد: «من پول خرد ندارم. ۲۰۰۰ توماني دارم.» گدا جواب داد: «اشكال ندارد مجبورم با آژانس به خانه بروم.»

---

قاضي: «اعتراف مي‌كني كه گارسون را با يك جسم سنگين كه به سرش زده‌اي، كشته‌اي؟» متهم: «بله قربان.» قاضي: «آن جسم سنگين چه بود؟» متهم: «كتلتي كه گارسون برايم آورده بود.»

---

آقاي ناظم: «ببينم آقا پسر! در مدرسه قبلي از تو راضي بودند؟» دانش آموز: «بله! چه جور هم! موقع اخراجم، در مدرسه شيريني پخش مي‌كردند.»

---

دعای پاس کردن درس: الهی ادرکنی پاسا ترمی به نمرتی دهی و دوازدهی و حفظا من مشروطی و فلجا استادی و لغوا امتحانی بحق برفا و آلودگی جوا

---

غضنفر مي خواسته هواپيما دزدي کنه. ميره به خلبانه ميگه برو لندن يارو ميگه نمي رم. غضنفر ميگه خب برو دبي. يارو ميگه نميرم. غضنفر می گه بابا حد اقل بده يه بوق بزنيم.

---

به غضنفر ميگن بنزين سوپر ميزني؟ ميگه: نه خانواده تو ماشين نشسته.

---

دانش آموز: «آقا! من هر كاري كردم نتوانستم مطلبي را كه زير ورقه‌ام نوشته بوديد بخوانم.» معلم: «حواست كجاست؟ نوشته بودم «خوش خط بنويس»!

---

يک فيلسوف آلماني مي گويد: انسان موجود عجيبي است! اگر به او بگوييد در آسمان خدا، يکصد ميليارد و نهصد و نود و نه ستاره وجود دارد بي چون و چرا مي پذيرد. اما اگر در پارکي ببيند روي نيمکتي نوشته اند: رنگي نشويد، فورا انگشت خود را به نيمکت مي کشد تا مطمئن شود.

---

غضنفر ميره دستشويي و در مي زنه. يه عربه مي گه: اهم... غضنفر مي‌گه: حالا اسمت چيه؟ عربه ميگه: محمد حسن خليل. غضنفر مي‌گه: اي پدرسوخته‌ها، سه تايي رفتين توالت؟

---

غضنفر یه بار میره مشهد ، دو بار هم میره قم. دوستاش بهش میگن مش قمقمه!

---

غضنفر بعد از سي سال کچل بودن ميره مو مي کاره دو روز بعدش تو قرعه کشي بانک حج واجب برنده مي شه.

---

غضنفر مي ره استاديوم جاي اينکه فوتبال نگاه کنه مرتب بالا سرشو با تعجب نگاه مي کرده. بهش مي گن چرا فوتبال نگاه نمي کني؟ مي گه: دنبال کلمه زنده مي گردم

---

آقاهه سخنراني مي کرده، مي گفته ما اسراييل رو مي گيريم، اروپا رو مي گيريم، آمريکا رو هم مي گيريم. يه نفر بلند مي شه مي گه: اگه يه کم ديشتو بخوابوني Arab Sat رو هم مي گيري.

---

غضنفر و دوستش به تاکسی میگن: آقا 3 نفر تا تجریش چقدر میگیری؟ راننده میگه: شما که 2 نفر هستید ! غضنفر میگه: مگه خودت نمیخوای بیای؟

---

غضنفر نصف شب ميره دزدي صاحب خونه پا ميشه ميگه كيه؟ غضنفر ميگه هيچكي، گربست بع بع ... !

---

دونفر نشسته بودن قاشق قاشق ماست توي رود خونه مي ريختن. غضنفر رد مي شه می پرسه چيکار مي کنيد؟ مي گن داريم دوغ درست مي کينيم. غضنفرميگه خاک بر سرتون... خوب همين کارا را مي کنيد که همه ميگن خرین...آخه اين همه دوغ رو کي مي خوره؟

---

زمستان دوباره ميآيد، بهار دوباره تکرار ميشود، اما تو هيچ وقت تکرار نمي‌شوی چون خدا يك اشتباه رو دو بار تکرار نمي‌کنه

---

دنيا رو بدون دخترا تصور کن : - بازارها خلوت - پولها اضافه - خيابونها ساکت - شيطون بيکار - مخابرات ور شکسته - همه ميرن بهشت

---

هميشه در بچگي دختر ها عاشق عروسكها هستند و پسر ها عاشق مردان غول پيكر ولي نمي دانم چه حكمتي است كه وقتي بزرگ مي شوند دخترها عاشق مردان غول پيكر ميشوند و پسرها عاشق عروسك

%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%

امیدوارم که به دلیل چرت بودن مطالب زیاد بهم بد و بیراه نگفته باشید اگر نظر بدید خوشحالم میکنید.

نوشته شده توسط پویان در 9:0 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه هفدهم اسفند 1385
اس ام اس و جک(2)
رشتی میره خونه میبینه با زنش تنهاست . بعد سه نفری میزنن زیر خنده

---

از رشتیه میپرسن چه روزای با زنت حال میکنی میگه:همه روزا به جز پنجشنبه و جمعه ها!! میپرسن چرا؟ میگه: اووو.. پنجشنبه جمعه ها اینقد سرش شلوغه که به خودم نمیرسه

---

رشتیه  تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، يارو ميگه: بچه ها در رين صاحابش اومد

---

یه روز به يه رشتيه ميگن نظر شما درباره خانه هاي عفاف چيه ؟  مي گه : والله من كه خيلي راضيم . واسه اينكه لااقل خانومم رفته سر يه كار دولتي

---

به ترکه میگن : شما فارسین ؟    میگه نه شما چشاتون قشنک میبینه

---

یه ترکه پوست موز تو خیابون دید . بعد با خودش گفت : اه بازم بیاید بخورم زمین

---

به ترکه ميگن يه معما بگو
ميگه اون چيه که درازه ، زرده ، موزه؟

---

به ترکه توپ فوتبال نشون دادن و گفتن : اين چيه؟
طرف کلي فکر کرد و گفت : شطرنج گردالي

---

ترکه میمیره باباش رضایت نمیده

---

ترکه ميخواسته در مصرف آب صرفه جويي کنه
ميره زن حامله ميگيره

---

یکروز یه قزوینی یه پیرمرد رو میبره مهدکودک و میگه : لطفا این پیرمرد  رو برام خرد کنید

---

دروازه ورودی قزوین نوشتن : خوش آمدید . دروازه خروجی نوشتن : خوشتون اومد؟؟

 

 

نوشته شده توسط پویان در 8:55 | | لینک به این مطلب
یکشنبه بیست و چهارم دی 1385
جک و اس ام اس با حال
خانمها ، بانوان، سركاران محترمه :


وقتي در صف شير مردم جايشان را به شما نمي دهند؟ وقتي كرايه تاكسي را مي دهيد راننده نمي گويد قابلي نداره ؟ وقتي لبخند مي زنيد بچه هاي كوچيك از ترس قيافه شماگريه مي كنند ؟ وقتي راه ميرويد بهتر است كه راه نرويد ؟ آيا وقتي به زيبايي فكر مي كنيد همان زماني است كه به خودتان فكر نمي كنيد؟ اگر مي خواهيد وقتي قدم بر ميزنيد مردان كف بر شوند، اگر مي خواهيد وقتي پلك ميزنيد مردان در خاك و خون غوطه ور شوند، اگر مي خواهيد وقتي با آنها صحبت مي كنيد خود را تكه تكه كنند، اگر مي خواهيد وقتي به آنها لبخند ميزنيد از كت خود يه چرخ گوشت در آورند و خود را چرخ كنند
! لطفا به نکات زیر بي زحمت كمي توجه كنيد تا شايد فرجي بشه :

 

* در باب اداي جملات:
در اداي جملات و واژه ها دقت خاصي مبذول فرماييد. به طور مثال اول هر جمله از واژه
( آخي ) استفاده كنيد.
حتي المقدور واژه هاي پاياني جمله را كمي بيشتر از حد معمول بكشيد به طور مثال:
(فردا مي بينم………… ……… .ت)
اشوه فراموش نشه هاااا
سعي كنيد ريتم پلك زدنتان را با ميزان هجاهاي جمله تان هماهنگ كنيد مثلا در جمله
“من به فلان چيز علاقه دارم” براي “من” يك پلك و براي “به فلان چيز علاقه دارم” 9عدد پلك بزنيد.
فعلا امتحان كردنو بزارين واسه بعد بزارين ادامه درسو بدم

* در باب خوردن غذا:
در حين خوردن بايستي بسيار جلب توجه كنيد. براي اين كار جسم خوردني را از انتها با دو انگشت اشاره و شست گرفته و پيش از فرو بردن كامل در دهان جسم را با لبها بازي دهيد(ميدونم نميتوني جلوي شيكمتو بگيري و ميخواي همشو يه جا بزاري دهنت حالا اين دفه رو كم كم بخور)
غذا را به نحوي بجويد كه لبها به طور يكي در ميان غنچه گردد.

* در باب راه رفتن:
سعي كنيد تق تق پاشنه كفشتان به گونه اي تنظيم گردد كه يك ملودي عاشقانه را براي مخاطب تداعي كند.
هيچگاه فاصله ما بين قدمهايتان از دو سانتيمتر تجاوز نكند هر جند عجله داشته باشيد.

* در باب لبخند زدن:
آداب لبخند زدن بستگي مستقيمي به وضعيت دندانهايتان دارد! اگر دندانهايتان كج و معوج، لك لك، فاصله دار و داراي ساير نا هنجاريها داريد (كه متاسفنه يا خوشبختانه اكسر خانوما همين وضعو دارن) …….. تبسمي كفايت ميكند
اگر دندان كناري خود را طلا كرده ايد از همان طرف بخنديد
اگر اصولا دنداني در كار نيست به گونه اي چشمان را خمار كنيد كه كار لبخند را ميكند

* در باب ورود به كلاس:
هنگامي وارد كلاس شويد كه حداقل يك ربع ساعت از شروع آن گذشته و همه دانشجويان سر كلاس حاضر باشند.
به قول خودتون هر جا دير بري كلاس داره
موقع نشستن دورترين و سختترين صندلي را براي نشستن تا حسابي رسيدن به صندلي مورد نظر طول بكشد سپس ده دقيقه وقت به جمع و جور كردن مانتو اختصاص بديد
بهتر است همگام ورود به كلاس كاور گيتاري ولو خالي روي دوشتان حمل شود

   و حال چندتا اس.ام.اس:

به پشه ميگن : چرا زمستونا پيدات نيست؟ ميگه : نيست تابستون خيليرفتارتون خوبه زمستونم بيام

---

دوتا ماشين با هم تصادف ميكنند و از اتفاق يكيشون ترك بوده. افسر مياد و از تركه ميپرسه كدومتون مقصر بوديد ؟ تركه ميگه والله من خواب بودم نديدم كي مقصر بوده !

---

خودکار قرمزه باباش می میره تا چهل روز مشکی می نویسه.

---

خانومه 8 قلو بچه دار می شه، ولی می بینن هر کدوم از بچه هاش یه رنگی هستن! تحقیق می کنن می بینن به جای قرص ضد حاملگی اسمارتیز خورده بوده!

---

يه كبوتره مست مي كنه بجاي نامه ايميل ميده.

---

ترکه توی کوپه قطار به سمت مشهد می‌رفته، به روبروییش میگه: به سلامتی از مشهد بر می‌گردید؟

---

روش دفع انگل:30روز تمام فقط چایی و بیسکویت میخوری روز 31 فقط چایی میخوری در این صورت کرم میاد بیرون و میگه بیسکویتش کو؟

---

به غضنفر ميگن با وطن جمله بساز ميگه : من رفتم حمام و تنم رو شستم بهش ميگن نه با ( ط ) دسته دار باشه. غضنفر ميگه : اتفاقا با طي دسته دار تنمو شستم

  

اگه پسرا با جنبه بشن چی میشه ؟؟؟

 

 

1.       هر پسری فقط یه دوست دختر داشت .. ( و از اونجایی که تعداد دخترا خیلی بیشتر از پسرهاس سر خیلی از دخترا بی کلاه میموند ( البته الانم هستا. ) و لذا جنگ جهانی سوم و چهارم بین دخترا اتفاق می افتاد .!!

 

2.       هر پسری یک هفته اول دوستی به خواستگاری میرفت پس در این صورت دوران خوش دوستی و استرس قرار و تلفن از بین میرفت !

 

3.       فشار بر روی دختران برای قبول شدن در دانشگاه بیشتر میشد ... کار به گیس و گیس کشی کشیده میشد !

 

4.       بوی ترشی کشور رو بر میداشت لذا برای شهرداری مشکلاتی زیادی به وجود میومد !!

 

5.       ازدواج برای دختران تبدیل به آرزو و رویا یه شبانه میشد (البته الانم هستا) !!

 

6.       برای گرفتن گل از دست عروس خین و خین ریزی راه میافتاد !

 

7.       مانتوها تنگ تر جورابها کوتاه تر و شلوارها برموداتر میشد !!

 

8.       شوهر مسه قند و شکر کوپنی میشد وبرای گرفتن اون صفهای طولانی بوجود میومد !

 

 

پس نتیجه میگیریم که اگه پسرا همین طوری بی جنبه بمونن هم واسه دخترا بهتره هم واسه تمدن بشری !

 

 

 

نوشته شده توسط پویان در 14:39 | | لینک به این مطلب
یکشنبه بیست و چهارم دی 1385
اس ام اس س

من اون ماهی قرمز کوچولوهستم تو دل شیشه ای تو
*
*
*
*
مراقب باش دلت نشکنه که من میمیرم

-----------------------

مي دوني سلول هاي مغزت چقدر است؟
يكي ,دو تا, سه تا. شايد هم به هزار برسه  شايد هم به ميليارد
اصلا شايد سلول نداشته باشي چون نمي دوني من الان سر كارت گذاشتم

-----------------------

پاره خط دو انتها داره اما من آرزو دارم دوستی ما مثل دایره بی انتها باشه

-----------------------

سلام !! ببخشيد اين وقت شب مزاحم ميشم يه سوالي خيلي وقته ذهنمو مشغول کرده که چرا کلاغ به جاي قار قار نميگه بع بع !!! اگه منو از اين ابهام در بياري خيلي ممنون ميشم

-----------------------

زندگي رسم خوشايندي نيست زندگي اجبارست لاجرم بايد زيست

-----------------------

اين ديوانگيست ... كه از همه گلهاي رُز تنها بخاطر اينكه خار يكي از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشيم... اين ديوانگيست ... كه همه روياهاي خود را تنها بخاطر اينكه يكي از آنها به حقيقت نپيوسته است رها كنيم

-----------------------


زود باش زنگ بزن یه اتفاقی افتاد
.
.
.
.
.
.
.
.
نه نزن سر کاریه

-----------------------

اگه پسرا نبودن كي مامانا رو دق مي داد؟ اگه پسرا نبودن كي خونه رو مي كرد باغ وحش؟ اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد كيو ضايع مي كرد؟ اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟ اگه پسرا نبودن دخترا كيو سر كار مي ذاشتن؟ اگه پسرا نبودن كي تو كلاس مي رفت گچ مي ياورد؟ اگه پسرا نبودن كي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در؟ اگه پسرا نبودن كي نمره هاش هميشه تك بود؟ اگه پسرا نبودن كي يك ساعت برات خالي مي بست؟پس ببن چقدر مهمي

-----------------------

يه آخونده داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در    میان جمعيت ، زن خود را ديد. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش

-----------------------

man mamulan chehreye kesi ro faramush nemikonam...........vali vase to estesna ghael misham azizam

-----------------------

 

نوشته شده توسط پویان در 14:35 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه هشتم آذر 1385
اس ام اس(6)
غضنفر كنار ساحل نشسته بود و هي ميگفت:
بارك الله اصگر, آفرين اصگر.
ازش پرسيدند:
چرا اينقدر اصغر رو تشويق ميكني؟
باهم مسابقه نفس گذاشتيم, اصگر دو ساعته زير آبه اما هنوزم نفس داره!!!   

 

تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي‌زدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه مي‌گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌مي‌بينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!!!

 
يه روز سه نفر ميرن پيش ازرائيل، اولي(امريكائي):ازرائيل كي ميشه ما بزرگترين موشك دنيا رو بسازيم. ازرائيل:1500سال ديگه، اولي: ميزنه زيره گريه وميگه عمر من تا اون موقع كفاف نميده. دومي( ژاپني):ازرائيل كي ميشه ما ريزترين كامپيوتر دنيا رو بسازيم. ازرائيل:1700سال ديگه، دومي ميزنه زير گريه ميگه عمر من تا اون موقع كفاف نميده. سومي(عربه):ازرائيل كي ميشه ما آدم بشيم. اين بارازرائيل ميزنه زير گريه و ميگه عمر من تا اون موقع كفاف نميده!!!
 
 
يه روز دوتا قزوينی از کنار هم رد ميشن يکيشون برميگرده ميگه ببخشيد علی جون از جلو نشناختمت!!!
 
 
تركه داشته از تو جنگل رد ميشده؛ يهو يك شيره جلوشو ميگيره، ميگه: كوچولو كجا ميري؟! تركه ميگه: خونه مادر بزرگ، بخورم پفك نمكي، چاق بشم چله بشم، بعد ميام ؟يرمم نميتوني بخوري!!!
 
 
عربه زنشو واسه زايمان بچه هفتم برده بوده بيمارستان، بعد از يك مدت يك پرستار مياد، آروم بهش ميگه: يك خبر بدي براتون دارم. متاسفانه بچه عقب افتاد‌ه‌ست. عربه ميگه: ولك خودشو ناراحت نكن! شيش تاشون از جلو افتادن هيچ گهي نشدن، بذار اين هفتمي از عقب بيافته شايد يك گهي شد!
 
 
دو تا تركه ميرن سوراخ لايه اوزن رو بدوزن، خودشون ميمونن اونور!
 
 
قزوينيا يك ماهواره ميفرستن فضا كه دنبال سوراخ لايه ازون بگرده!
 
 
به قزوينيه ميگن از چه آهنگي خوشت مي ياد؟  
ميگه: از آهنگ " عشق من برگرد!!!"
 
 
رشتيه به زنش مشكوك بوده، يك بار بايد ميرفته مسافرت، زير تخت خانم يك سطل ماست ميگذاره و يك گوشكوب هم ميبنده به زير تخت، تا اگه بيشتر از يك نفر رو تخت خوابيدن گوشت كوبه بياد پايين وماستي شه. خلاصه ميره سفر و چهار روز بعد برميگرده ميبينه ماسته دوغ شده!

نوشته شده توسط پویان در 15:10 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه هشتم آذر 1385
اس ام اس(5)‏
برروی سنگ سفیدی نشسته بودم وآمدنت را به انتظار میکشیدم وبادآمدنت را به گوشجان نواخت وتوآمدی پاهایم لرزیدوصورتم سرخ شدوآنگاه سیفون راکشیدم وتورا آببرد

__________________

عشق رو اد كن . غم رو دليت كن . دروغ رو هك كن . از معرفت كپي بگير . برام اف بذار . و اين اس ام اس رو واسه عزيزترينت سند كن

__________________

تهرانيه داشت واسه ابادانيه خالي مي بست مي گه من يه سگ دارم وقتي مياد خونه در مي زنه .... ابادانيه مي گه : ولك مگه سگت كليد نداره ؟؟؟؟

__________________

ديروز : از پذیرفتن خانم های بدحجاب معذوریم!!! امروز: از پذیرفتن خانم ها، با شلوار کوتاه معذوریم!!! فردا : خواهشا با شلوار وارد شوید

__________________

خوشبخت ترين پسر كسيست كه اولين عشق يه دختر باشد و خوش بخت ترين دختر كسيست كه اخرين عشق يك پسر باشد

__________________

اگر مي خواهيد زندگي جديدي داشته باشيد با ما تماس بگيريد ( سازمان بازيافت زباله

__________________

اي كاش علم اونقدر پيشرفت كرده بود كه مي تونستم از طريق اس ام اس يه چوب بزرگ بكنم تو .....

__________________

اين پيغام کاملا جديه. باور کنيد. منم اول قبول نداشتم مشقامو خوب نوشتم بابام بهم عيدي داد يه توپ قلقلي داد

__________________

اولين زن ايراني هم به فضا رفت

.

به اميد روزي كه اخرين زن ايراني هم به فضا برود

__________________

اعاده اس ام اس اعاده زندگیست

هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم

( انجمن حمایت از بیماران اس ام اس ی )

__________________

خواب ديدم منو تو رفتيم جهنم تو رو انداختن تو وان عسل منو تو وان .ن تو به من خنديدي يك دفعه ندا امد وقت تمومه همديگه رو بليسيد

نوشته شده توسط پویان در 15:9 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه هشتم آذر 1385
اس ام اس(4)‏
اگه سه تا خانم تو خيابون راه برن وبستني بخورند اولي ليس بزنه دومي گاز بزنه وسومي مك بزنه

كدومشون ازدواج كرده؟؟؟؟

يه كم فكر كن

نفهميدي؟؟؟

اوني كه حلقه ازدواج دستشه!!

.........................................................................

بچه اصفهانیه به باباش می گه بابا املا شدم بیست باباش می گه

پدرسگ مگه ده چه عیبی داره که اینهمه بیخودی خودکار مصرف می کنی؟

..........................................................................

رشتيه به زنش ميگه خانم رييس ادارمون عوض شده يه موقع از قبلي رو دست نخوري

..........................................................................

تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش،‌ باباي طرف گوشي رو برميداره، هول ميشه ميگه

: ‌ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقيقه!

..........................................................................

تركه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر من دچار فراموشي شدم. دكتره ميپرسه: چند وقته؟

تركه يكم فكر ميكنه، ميگه: چي چند وقته؟!

......................................................................................

.

..

...

....

.....

چيه دنبال چيزي مي گردي؟؟

...................................................................................

به ترکه می گن برو سی دی خام بخر .می گه: صوتی یا تصویری؟

...................................................................................

از رشتيه ميپرسن: بچه كجايي؟ ميگه: خودم بچه رشتم، ولي بابام بازار مشترك

..................................................................................

اگه بین 6 تا قزوینی گردن کلفت توی یک اتاق گیر افتادی چه کار می کنی؟

تو که کاری از دست بر نمیاد... پس سعی کن بهت خوش بگذره..!!!

...................................................................................

تركه ميره دكتر ميگه: آقاي دكتر تخمم درد ميكنه، دكتر دست ميزنه ميگه:

الان چه احساسي داري؟ ميگه: دكتر جون دوست دارم ادامه بده

.................................................................................

فيلمهاي منتخب جشنواره قزوين:

1-عزيزم برگرد

2-فرهاد ومجنون

3-كميسر متهم ميكند

4-من كامبيز 15 سال دارن

چطوري چهار نفر زير يک چتر بايستند و خيس نشوند ؟

وقتي هوا آفتابي باشه

...................................................................................

به خاطر حفظ جان نماز گذاران قزويني صفوف نما ز به صورت دايره اي برگزار خواهد شد

.................................................................................

آدمها معمولا دو دسته اند 1:سيكاري2:كوني , من خوشحالم كه تو سيكاري نيستي

.....................................................................................

_________*********
________***________**_____********
زندگي
________**___________**__***______**
________**____________***__________**
__________**________________________**
گل
____******______*****___________***
__*********____*****_____**** **
سرخي
__**____________*********_______** *
_**____________**********_____**
است
_**____________*********___***
_***___________*******______***
كه
__****__________*****________***
____******_______________________**
سهم
_________**_________________________**
من وتو
________**___________**___________**
از ان
________***________***********
_________***_____***_*******
خارهايش
__________*******
___________*****_*
است
____________________*
____________________*
_____________________*
______________________*
______________________*____***
______________****__*__*_____*
_____________*_______***___**

________________***____*__**
_______________________*
______________________*
_____________________*

تو قزوين وقتي نماز تموم ميشه به بغل دستيشون ميگن قبول باشه به جلوي ميگن

حال دادي به عقبي ميگن بيرون وايسا كارت دارم

....................................................................................

ترکه توی کوپه قطار به سمت مشهد می‌رفته، به روبروییش میگه: به سلامتی از مشهد بر می‌گردید؟

...................................................................................

تركه زنگ ميزنه فلسطين ميگه: اونجا فلسطينه؟ ميگن: آره، تركه ميگه: پس غلط مي‌كنين ميگين: فلسطين اشغاله!

........................................................................

هر وقت دلت برام تنگ شد متن پايين رو بخون

.

.

.

.

به همين زودي دلت برام تنگ شد

.......................................................................

ياد جبهه و جنگ بخير. برادر ها با رويا ميخوابيدن با سپيده از خواب بيدار ميشدن

با سحر عمليات ميكردن. حاجي ميرفت رو مينا، سّيد سيما رو لخت ميكرد

. من هم يك جانباز قطع نخاع , فقط مهتاب رو ميتونستم نگاه كنم

تركه لیسانس می گیره میشه آدم لره پروفسر میشه ، میشه ترکه

.......................................................................

گفت بنويس گفتم با چه بنويسم قلم ندارم گفت با استخوانت بنويس گفتم مركب ندارم

با چه بنويسم گفت با خونت بنويس گفتم ورق ندارم بر روي چه بنويسم

گفت بر روي قلبت بنويس گفتم چه بنويسم گفت بنويس دوست دارم

.......................................................................

زن تركه دو قلو ميزاد تركه ميره صورتحساب بيمارستان رو حساب كنه ميگه:

حاج اقا ارزون حساب كن جفتش رو ببريم

......................................................................

يه معما

اگه يه پيراهن سفيد شيري رو بندازيم تو اب نيمه گرم چي ميشه؟؟؟

........................................................................

 

 

نوشته شده توسط پویان در 15:8 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه هشتم آذر 1385
اس ام اس(3)‏
اين اس ام اس صرفا به منظور بیدار کردن شما و رفتن به مسطراب میباشد

و ارزش دیگری ندارد......با تشكر ازشما

.......................................................................

مهم نيست با چه ماشيني مياي! مهم نيست با چه لباسي مياي مهم اينه كه بياي

واين اشغالارو ازدم در ما ورداري

............................................................

دخترك هميشه مي گفت من براي نجابت وفا وزيبايت عاشقت شدم

پسرك براي روز تولدش سه حيوان خانگي به او هديه داد اسب سگ ويك پرنده زيباتا دخترك خواست دليل اينكارش را بداند پسرك براي هميشه رفته بود

........................................................................

با تولد دومين گوسفند شبيه سازي شده ديگه نمي تونم بگم دنيا ديگه مثل تو نداره

.........................................................................

از حاج آقا می پرسن معیار شما واسه انتخاب همسرچيه

می گه صداقت فاطمه. عفاف زهرا.صبر زینب. فداکاری سمیه. اندام جنیفر لوپز

........................................................................

ترکه پارچه می بره خیاطی می گه اقا اینو واسم بکن کت شلوار فردا نیام بگی سوزنم شکست

چرخم خراب شد حال نداشتم اصلا پدر سگ بده نمی خوام بدوزی

.........................................................................

اولي: من يك پسر دارم كه هر روز بيشتر شبيه من مي شود؟
دومي: اگر وقت داري ببر دكتر تا جلوي اين بيماري را بگيرد

.........................................................................

ایران خودرو به مناسبت جشن نیمه شعبان تعدادی محدود پژو پرشیا پیش فروش کرده

تنها با 1 میلیون تومان صاحب ماشین شوید

زمان تحویل هنگام ظهور آقا

........................................................................

به يه لوتي گفتم اب ميخوام دريا رو به من داد گفتم درخت مي خوام جنگل رو به من داد گفتم

ك.و.ن مي خوام شماره تو رو داد

.........................................................................

پسر به دختر: عزیزم امروز بهمون خیلی خوش می گذره... 3 تا بلیط سینما گرفتم،

دختر: چرا 3 تا؟ ما که 2 نفریم!! پسر: بابات و مامانت و داداشت

..........................................................................

به دليل پخش تصاوير غير اخلاقي از زهره نام سياره زعره به سياره گل محمدي تغيير يافت

..........................................................................

يه روز يه تركه يه دختر خوشكل رو تو خيابون مي بينه ميگه ببخشيد شمارو مادرتون زاييده؟؟

دختره ميگه مگه شما رو مادر تون نزاييده...ميگه چرا ولي نسبت به مادر شما ريده!!

...........................................................................

ساعت دو شب قراره عقب مونده ها شفا بگيرن اس ام اس زدم يات نره

..........................................................................

از يه خر میپرسن راسته که ترکا خرن ؟ ميگه يه مذاکراتی شده ولی ما زير بار نرفتيم

.........................................................................

لولولولولولولولولو لوولولووولوولولوولولو

این اس ام اس لب های شما رو شکل ک ون مرغ می کنه و ارزش دیگری ندارد

..........................................................................

احمدي نژاد اسامي مفسدان اقتصادي رو اعلام كرد كلاني اسدي فرج

...........................................................................

 

نوشته شده توسط پویان در 15:7 | | لینک به این مطلب
شنبه یکم مهر 1385
اس ام اس و جک +18(2)

عشق زماني است که درست مثل روزهاي بچگي روي جدول پياده رو راه  بروي و بي دليل بخندي

 

 

بدان که از بزرگي گناه او نيست بلکه از کوچکي قلب توس اگر روزي روزگاري نخواستي يا نتوانستي فرد گناهکاري را ببخشي

 


 

از اونجا که نسل دایناسور 2میلیون سال پیش منقرض شده پس نتیجه می گیریم : دنیا دیگه مثل تو نداره ........نه داره نه می تونه بیاره

 


 

از اخونده می پرسن معیار شما واسه انتخاب همسر؟ می گه صداقت فاطمه. عفاف زهرا.صبر زینب. فداکاری سمیه. اندام جنیفر لوپز

 


 

ازعلي دايي علت کمر دردش رو مي پرسند ميگه خودتون هم 90 دقيقه بازي رو سر پا تماشا  کنيد کمرتون درد مي گيره

 

 

 

از گوسفنده مي پرسن سيستم دستشويي رفتن شما چيه؟ ميگه سبک گروه اريان.........دونه دونه دونه دونه

 


 

من تو اين دنيا سه تا دوست دارم ...خورشيد ،ماه و تو . اولي رو واسه
 خودم دومي رو واسه شبام ولي تو رو واسه تک تک لحظه هام مي خوام

 

 

 

آيه 16 سوره ياهو : ای کسانی که شبها چت ميکنيد ، بدانيد که قبض تلفن شما را رسوا خواهد کرد

 

 

 

من تورو فقط 15 تا دوست دارم!!!به اندازه يه 7 آسمون 7 دريا و يک دنياااااا

 

 

 

دوستت دارم ،  نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه به خاطر  شخصيتي كه  من در هنگام  با تو بودن پيدا مي كنم.

 

 

 

تورا چون آرزوهایم همیشه دوست خواهم داشت به شرطی که مرا در آرزوی خویش نذاری

 

 

سهراب : گفتي چشمها را بايد شست ! شستم ولي..... گفتي جور ديگر بايد ديد! ديدم ولي..... گفتي زبر باران بايد رفت رفتم ولي او نه چشم هاي خيس و شسته ام را نه نگاه ديگرم را هيچکدام را نديد فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت : ديوانه ي باران نديده

 

 

نفرین جدیده جدید: الهی عقل بچت به میرزاپور بره . قدش به کعبی. دماغش به عنایتی. موهاش به چلنگر. بی خاصیتیش به علی دایی


 

آرزومند قطع برق منزل شما در حين سريال نرگس..... با تشكر محمود شوكت

 

 

 

زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نمي‌بيني! مرد: براي چي؟ زن: واسه اينكه چشمهاتو درمي‌آورم

 

 

هميشه دو درس را در زندگي خود به ياد داشته باشيد: 1- جسارت در بيان عقيده 2- جرأت در پذيرش اشتباه


 

فناوريه نيرويه هسته ای و پيروزيه غرور آفرينه دانشمندانه توانمنده ايرانی در ضمينيه بهره برداريه صلح اميز از انرجيه هسته ای رو بيخيال.... .. خودت چطوری؟؟

 


 

وقتی معلم پرسيد عشق چند بخشه؟زود دستمو بالا بردم گفتم يک بخش، اما از وقتی تورو شناختم فهميدم عشق 3 بخشه:اتشه ديدنه تو.... شوقه با تو بودن....و اندوهه بی تو بودن!!!

 

 


اين روزا عادت همه ، رفتن و دل شکستنه،،درد تموم عاشقا،،پاي کسي نشستنه،،اين روزا مشق بچه ها ، يه صفحه آشفتگيه،،گرد رو آينه ها فقط غم زندگيه،،اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه،،مشکل بي ستاره ها ، يه کم ستاره چيدنه،،اين روزا کار گلدونا ،از شبنمي تر شدنه،،آرزوي عاشقا يه شب کبوتر شدنه،،اين روزا کار آدما دلاي پاک  بردنه...،بدش اونو گرفتن و به ديگري سپردنه

 

 

 

 

سبدی پر از موز

دسته گله رز
پيرهنی پر از پرز
همسری مثله بز
آرزويه من براي توست

 

 

 

ترکه موبايل ثبت نام ميکنه تو دلش با خودش ميگه خدا کنه نوکیا باشه

 

 

 

از یه بچه میپرسن: چند تا وسیله نشستن نام ببر ؟؟؟ میگه : چهار پایه صندلی چراغ خواب .میگن: مگه رو چراغ خوابم میشینن؟؟؟ میگه اره همین دیشب بابا به مامان گفت : اون چراغ خواب رو خاموش کن بشین روش

 

 

 

سلام من الان بيمارستانم بدجوری تصادف کردم دکتر ميگفت شونم خيلی بد شکسته .البته نميخاد زياد نگران بشی فردا حتماً ميرم جاش يه برٍس ميخرم. !!!!

 

 

 

 

اين هم ترانه اي که بسيجيان عزيز لطف کردن براي روز خواهر آماده کردن : خواهرم در كوچه آرايش مكن از جوانان سلب آسايش مكن گيسوان از روسري بيرون مريز بر مسير ديدگان افسون مريز خواهرم ديگر تو كودك نيستي فاش مي گويم عروسك نيستي خواهرم ، اين لباس تنگ چيست؟ پوشش چسبان

 

 

 

اگه يکم فکر کنی ميبينی زندگی ارزشه زنده بودنو نداره.اگه يکم بيشتر فکر کنی ميبينی زندگی ارزشه مردنم نداره.امّا اگه خيلی فکر کنی ميبينی مردنو زنده بودن ارزشه فکر کردنو نداره هميشه يادت باشه چيزی که امروز داری شايد آرزويه ديروزت بوده و بزرگترين آرزويه فردات بشه پس هميشه سعی کن قدره چيزی که امروز داری خوب بدونی .......

 

 

 

يه ترکه تو تابستون ، نه شير داره نه پستون ترکه ميره کربلا ، دسته کی بالا؟؟؟؟!!!!

 


 

اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه

 

 

 

راننده ای که با شادروان پوپک گلدرّه تصادف کرده بود... ديشب اعتراف کرد که از شوکت پول گرفته بوده ....!!!

 


 

عاشقت هستم اگر چه هدفي بيهوده ست دوستت دارم اگر چه سخنه تکراري است

 

 

 

اگر بغض خود را در لا به لاي نگاه معصومت پنهان ميكنم از غرورم نيست اگر براي داشتن دستان تو گريه ام را ميدزدم از غرورم نيست اگر براي ادعاي جمله اي عاشق خجالت ميكشم از غرورم نيست اگر غرورم را در پيشگاه حضورت تكه تكه، بر زمين مي سايم باز از غرورم نيست اگر خنجر نگاهم را در غلاف چشمان آرامت به سجده ميبرم براي آن است تا […]

 

 

 

دخترا می رن پیش خدا شکایت که چرا پسرا از اونا دران ولی ما نداریم؟!! ندا میاد که همه اونا مال شماست فقط حمالیش مال پسرهاست!!

 

 

دفعه اول تو کوچه ديدمش گفت داداشی ميای بازی کنيم؟بعده اينکه بازيمون تموم شد گفتی تو بهترين داداشه دنيایی،وقتی بزرگتر شدم به دانشگاه رفتم چشام همش اونو ميديد و ميخواستم از ته قلبم بگم عاشقشم دوسش دارم اما اون گفت تو بهترين دادشه دنيايی وقتی ازدواج کرد من ساقدوسش بودم بازم گفت تو بهترين دادشه دنيايی و وقتی مرد من زيره تابوتشو گرفتم مطمئن بودم اگه ميتونست حرف بزنه ميگفت تو بهترين دادشه دنيايی چند وقت بعدی وقتی دفتره خاطراتشو خوندم ديدم نوشته عاشقت بودم دوست داشتم اما ميترسيدم بگم برا همين ميگفتم تو بهترين دادشه دنيایی

 

 

 

به ترکه خبر ميدن: بابا شدي! ميگه: پس به زنم نگيد ميخوام سورپرايزش كنم

 

 

 

Hamishe doost daram your eyes... chon oona hastand very nice..... hame vaght toro i see... azizam har lahze look at me.... toro khoda hamishe love me... khahesh mikonam hichvaght dont forget me.... age be man nagi my baby... age nayay near me... zendegim mishe mesle hell... doset daram i love you forever.....

 

 

ترکه پدرو مادر خودش رو مي كشه ازش ميپرسن چرا كشتي ميگه بالاخره بعد از 30 سال به رابطه كثيفشون پي بردم

 

 

 

كرمه میفته تو ظرف ماكارونی، میگه :آخ جون! چه بمال بمالیه

 


 

آیا فكر می‌كنید بی‌عرضه هستید؟ فكر می‌كنید به درد هیچ كاری نمی‌خورید؟ فكر می‌كنید بی‌مصرف هستید؟ به خدا درست فكر می‌كنید!

 

 

 

سردار نقره ای: هدف از جمع آوری ماهواره ها آزار و اذیت مردم نیست بلکه هدف فروش قطعات آن و کمک به مردم ستم دیده ی لبنان

 

 

 

بچه:مامان نهار چي داريم؟ مادر با عصابنيت:زهر مار بچه:اخ جون از شر املت راحت شديم.

 

 

 

اگه بین 6 تا قزوینی گردن کلفت توی یک اتاق گیر افتادی چه کار می کنی؟!!... تو که کاری از دست بر نمیاد.... پس سعی کن بهت خوش بگذره

نوشته شده توسط پویان در 10:47 | | لینک به این مطلب
شنبه یکم مهر 1385
اس ام اس و جک +18


dast hayam ra boland mikonam be "doa" bi anke bedanam "doa" dast hayam ra boland mikonad.

az rashtiye miporsan sakhtarin soal konkoor chi bood mige name pedar

Midooni nabaat kilo chande

.

Nemidooni ?

Noghl chi ?

.

Ounam nemidooni ?

.

Az ghadim goftan khar che danad gheymate  noghlo nabaat 

bache e esfehanie miyad mige babaaaaaaaa emtehanamo 20 shodam . babash mizane tu gushesh ke ba 10 ham mishod ghabul beshi . hatman bayad in hame khodkar haroom mikardi

Jadidtarin jomleye Aasheghane : Enerjie haste'eiye maniiiiii 

Chand fohshe jadid

1. az jolo cheshmam khafe sho

2. kesafate maraz

3. paato az roo boogh bardaar

4.gardan deraaze  zaboon koloft 

be ghazvini e migan shoma ghorbani ham mikonid

mige : familish mohem nist har ki bashe mikonim !!!!!!!

Doostat dashtam , yadat hast

Goftam doostat daram va to gofti koochaki baraye doost dashtan .

Raftam ta bozorg shavam Amma Aanghadr bozorg shodam ke yadam raft doostat daram

Zendegi sahneye sarsabzist ke har sobho ghoroob,pishe parchine negaahe to tamashaa daarad .gofte boodi ke to raa  farze mahal engaaram ,moshkel injaast ke in farziye Amma darad …….


نوشته شده توسط پویان در 10:45 | | لینک به این مطلب