تبليغاتX
بیا ببین اینجا چه خبره ه ه!!!

یکشنبه بیستم اسفند 1385
اینترنت رایگان
نام شبكه شارح

Username : shareh

Passsword : shareh

شماره اتصال به شبكه : 7742167

***

نام سايت صبح

Username : sobh

Password : sobh

شماره اتصلا به شبكه : 6422889

***

نام شبكه اطلاع رساني دانا

Username : dana

Password : dana

شماره اتصال به شبكه : 8808406

***

نام ايسنا

Username : news

Password : news

شماره اتصال به شبكه : 6480427

***

اينترنت رايگان از2 تا 6صبح

username : freepardis
password : pardisonline

tel : 9713202

***

از ساعت 2 تا 5 بعد از ظهر هر روز از اينترنت استفاده كنيد

User Name:sis_geust

در محل Password چيزي ننويسيد

Network TeL:7637939

***

نام شبكه رشد

Username : roshd

Password : 1379

شماره اتصال به شبكه 7512212

***

نام شبكه تبيان

Username : public

Password : public

شماره اتصال به شبكه 9718733

اين يكي هم همون طبيانه ولي فقط براي اصفهانه

Username : tabyannet

Password : tebyannet

Tell : 9718227

***

نام شبكه اكسير

Username : elixir

Password : elixir

شماره اتصال به شبكه:8890960

***

نام بانك تجارت

Username : tejarat

Password : tejarat

شماره اتصال به شبكه :8893636

خدمات : ايميل اينترانتي رايگان و

***

نام سايت خبري ايرنا

Username : irna

Password : irna

شماره اتصال به شبكه : 8890000

***

نام روزنامه همشهري

Username : u06077

Password : h07706

شماره اتصال به شبكه : 2049006

***

نام شبكه استاندارد

Username : guest

Password : guest

شماره اتصال به شيكه : 8896386

***

نام رادين

Username : radinnet

Password : radinnet

شماره اتصال به شبكه : 8289046

***

نام اداره مغابرات

Username : guest

Password : guest

شماره اتصال به شبكه : 9712011



نام : سايت معدن

ادرس اينترنتي http://www.gsi.org.ir/

براي گرفتن UsernameوPassword به سايت مراجعه كنيد



نام : ارديبهشت

ادرس اينترنتي http://www.ordibehesht.net/

براي دريافت Usename وPassword باشماره 2210704 تماس بگيريد





نام : فارانلاين

ادرس اينترنتي http://www.faronlone.net/

براي گرفتن Usernameو Passwordباشماره تلفن2067979 تماس بگيريد







نام : ايسنا

سايت اينترنتي http://www.isnagency.com/

Username:news-Password:news

شماره اتصال به شبكه:6480427

خدمات:اخباردانشجويي و..................

نام : شهرداري منطقه6

ادرس اينترانتي http://www.tarhtmr6.org/

براي دريافت Username وPassword باشمارههاي 8063230 و 8063487 تماس بگيريد



نام : اسناد ومدارك علمي

ادرس اينترنتي http://www.irandoc.ac.ir/

براي گرفتن Username و Password باشمارههاي 6951430(10خط) تماس بگيريد



نام : اداره مغابرات

ادرس اينترنتي http://www.tct.ir/

Username:guest

Password:guest

شماره اتصال به شبكه:9712011

شماها بی معرفتین نظر نمیدین ولی من که بی معرفت نیستم

اینم یه پست توپ دیگه

نوشته شده توسط پویان در 17:34 | | لینک به این مطلب
یکشنبه بیستم اسفند 1385
جک ترکی

یه ترکه خوابش سنگين ميشه تخت ميشكنه

 

بعد كه از خواب ميپره دستش ميشكنه

فرداش از مرحله پرت ميشه پاش هم ميشكنه

 

ميزنه به سرش سرش هم ميشكنه

همون يارو خودش رو ميزنه به اون راه گم ميشه

 

كلي اعصابش خوردميشه نوار خالي گوش ميده

 

يه هو مي خوره زمين تا خونه سينه خيز ميره

جلو پمپ بنزين سيگار ميكشه ميگن آقا اينجا پمپ بنزينه سيگارنكش ميگه اهه

من جلو بابام هم سيگار ميكشم

يه روز ميخوره به شيشه ميگه عجب هواي سفتي

روز بعد ميخوره به ديوار كمونه ميكنه

 

فرداش باز ميخوره به ديوار ميگه ببخشيد

پس فرداش باز ميخوره به ديوار واي ميسته پليس بياد

 

دوپينگ ميكنه برا اينكه كسي نفهمه آخر ميشه

ميره تظاهرات مي بينه شلوغه

ميره لايه اوزون رو ميدوزه ميمونه اون ورش

 

ميره پشت بوم مي خوابه سردش ميشه در پشت بوم رو ميبنده

سوار اتوبوس ميشه از يه دختره خوشش مياد پياده ميشه شماره اتوبوس رو ور

ميداره

 

بعد از اين همه اتفاق بي هوا از خونه ميره بيرون خفه ميشه

زندگي سختي داشته ها نــــــــــــــــــه!؟

 

.......................................... 

 

تركه پرتقال خوني ميخوره، ايدز ميگيره!

 

......................................

 

ترکه داشته تو خيابون قدم ميزده ، يه الاغ مي افته دنبالش .

 به الاغه ميگه تو کي

 

 هستي افتادي دنبالم ؟

الاغه ميگه : هاااااااا ! من وجدانت بيدم !

 

------------------------------------

 

تركه مي‌ميره مي‌ره اون دنيا، ازش مي‌پرسن چي شد مردي؟

ميگه داشتم شير مي‌خوردم.

مي‌گن اِ؟ شيرش فاسد بود؟

مي‌گه نه بابا. گاوه يهو نشست!هاهاها

 

----------------------------------

 

ترکه ميره طوطي بخره به جاش يه جغد بهش ميندازن

چند روز بعد ازش ميپرسن اين طوطيه حرف هم ميزنه؟

ميگه نه ولي خيلي توجه ميکنه

 

----------------------------------

 

احمدي نژاد قرار است سووالات کنکور را مستقيما سر سفره مردم بياورد

 

----------------------------

 

تركه مي ره دكتر مي گه آقاي دكتر هيچ كس چرا منو تحويل نمي گيره ؟

دكتره مي گه: نفر بعد

 

--------------------------------

 

تركه مي ره كله پاچه بخوره يارو بهش مي گه چشم بزارم؟

تركه مي گه بزار به شرطي كه جر نزني

 

----------------------------------

 

به تركه مي گن ديويد بكهام رو مي شنا سي ؟ مي گه :

 آره سره كوچمون تعويض روغني داره 

 

---------------------------------

 

آقاي احمدی نژاد پاسور رو به 3 شرط آزاد کرد

1. بي بي چادر سرش کنه

2. به جاي شاه ولاليت فقيه داشته باشيم

3. سربازاش بسيجي باشن 

 

-------------------------

 

رشتيه زنش ميميمره ميره بالا سرقبرش ميگه

خانم جان اين اولين شبيه که ميدونم کجا خوابيدي

 

-----------------------------------

 

به ترکه ميگن چرا در خونت نوشتي WC؟

ميگه اين مخفف welcome هست

 

-------------------------------

 

به ترکه مي گن از چه تيم فوتبالي خوشت مياد ؟

ميگه : قربون جدش برم! آ سد ميلان !

 

-------------------------------

 

ترکه خواب ميبينه با 3 نفر دعواش شده

شب با بچه محلاش ميخوابه

 

-------------------------------

 

تركه با مسيحيه دعواش مي شه.

مسيحيه بهش مي گه صليب تو كونت!

تركه هم مي گه نماز تو كونت!

مسيحيه مي گه نماز چيه؟؟

تركه مي گه نماز ستون دينه!

 

-----------------------------

 

رشتيه ميره خونه چراغ روشن ميكنه ميبينه يكي رو زنشه

چراغ خاموش ميكنه ميگه جواب ابلهان خاموشيه

 

----------------------------

 

به تركه ميگن : دانشگاه ميري؟

ميگه : اگه بار بخوره همه جا ميريم. دانشگاه ؛ انقلاب ؛ ميدون آزادی

 

----------------------------

 

می دونید چرا قزوینی ها از زندگی راضی اند؟

چون هیچوقت زندگی بهشون پشت نمی کنه

 

-----------------------------

 

یه ترکه میره مسجد برمیگرده می بینه کفشاش نیست

 

بعد میگه خدا من کی رفتم

---------------------------

 

یه ترکه میره تهران بچه های تهران بهش میگن

 

بخورمت ترکه میگه این گوه خوریا به تو نیومده

يه روز يه تركه ميره خواستگاري.پدر عروس ميگه عروس ميخواد درس بخونه.

تركه ميگه مشكلي نداره.ميرم 1 ساعت ديگه ميام

........................................

 

ترکه میره کتابفروشی باز میکنه ! بعد یه مدت میگیرنش . میگن مگه چکار کردی ؟

میگه هیچی . فقط پشت شیشه زده بودم ، جلد دوم قرآن رسید!!!!

بعد میره پرچم فروشی میزنه . دوباره میگیرنش . بهش میگن این دفعه چرا؟ میگه

 آخه پشت شیشه زده بودم پرچم ایران در رنگهای مختلف.

میره سراغ عکاسی که میشنون میخوان اعدامش کنن . نگو این دفعه

پشت شیشه  نوشته بوده : ظهور امام زمان در 15 دقیقه!!!!!

.......................................

 

يه دانشمند اردبيلی يه تيكه يخ گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه

 

مي‌كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ طرف ميگه: ازش آب ميچيكه

 

ولي معلوم نيست كجاش سوراخه

 

.......................................

 

-تركه زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله!

......................................

7-تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب

بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!

....................................

 

تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! يارو ميگه: نه.

تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!

................................

یه بار ترکه داشته تو عروسی میخونده : میخوام که با بوسه گل لباتوپرپر کنم......

درست همون موقع کمیته میریزه بگیردش . طرف ادامه میده : اون گلای پرپرتو نثار

رهبر کنم

.................................

ترکه می ره نونوایی، می بینه: صف مردا شلوغه ولی صف خانوما خلوته، می ره تو

صف خانوما و به شاطر می گه: خانومم گفته: ۳ تا نون بدین.

                                         ................................................

به يه تركه ميگن : خبر داري غضنفر موبايل گرفته ؟؟؟ تركه ميگه : اِِ ..بيچاره.... از ايدز

هم بدتره

                                        ......................................................

 

تركه سوار اتوبوس ميشه، ميره يك گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا اين همه

صندلي خالي، چرا نميشيني؟ تركه ميگه: حالا صبر كن، دو دقيقه ديگه همين يك

ذره جا هم پيدا نميشه

......................................

به ترکه میگن با آجر جمله بساز میگه خر خودتی با آجر که جمله نمیسازن خونه

میسازن
 ........................................

يه تركه ميخواسته آتش نشان بشه , ميره امتحان بده , يارو ازش ميپرسه خوب براي

سوال اول اگه جنگل آتيش بگيره و اون دور و برا آب نباشه شما چيكار ميكنيد؟

تركه ميگه : تيمم ميكنم!

                                  .......................................

تركه با زنش رفته بوده سينما، تو فيلم يهو يه گاوه شروع مي‌كنه دويدن طرف تماشاچيا. تركه يهو ميپره زير صندلي، زنش ميگه: ‌بابا خجالت بكش! اين فيلمه. تركه ميگه: زن! من و تو مي‌دونيم فيلمه، گاوه كه نمي‌دونه

                                  ......................................

از ترکه ميپرسن: پيغمبر کی به رسالت رسيد؟ ميگه: ايلده بيلميرم، من سيد خندان پياده شدم

.......................................

تركه تو كليسا نشسته بوده، يهو مي‌بينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو.

ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه.

 دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه:

اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...

فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح‌! خودت كمكم كن!

 تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!‌ خودم ميرم!

.......................................

151- به يك تركه ميگن: 2*2 چند مي‌شه؟ ميگه: 5 تا! مي‌گن:

برو بابا، 4 تا ميشه! ميگه: آخه من از يه راه ديگه رفتم

 ......................................

152- تركه فيلم جيمز باند ميبينه خيلي خوشش مياد.

 يكي ازش ميپرسه اسمت چيه ميگه:

 فَر...گضن فر!

.........................................

153- تركه و تهرونيه دعواشون ميشه، ميبرنشون كلانتري.

افسرنگهبان از تهرونيه ميپرسه: اسمت چيه؟ يارو با بيخيالي ميگه:

فِري... افسره حسابي چپ و راستش ميكنه، ميگه:

بي پدر فكر كردي اينجا خونه خالست خودموني شدي؟

گفتم اسمت چيه؟ تهرونيه كه حساب دستش اومده بوده ميگه:

فريدون قربان! افسره برمي‌گرده به تركه ميگه اسم توچيه؟!

 تركه اسمش قلي بوده، يكم فكر ميكنه بعد با ترس جواب ميده: قوليدون!

.............................................

154- تو جزيره آدم‌خورا يك بابايي ميره ساندويچ فروشي،

 يك ساندويچ مغز سفارش ميده. ساندويچيه ميگه: ميشه 2 تومن.

 مرده عصباني ميشه ميگه: يعني چي؟ مگه سَرِ گردنست؟!

 هفته پيش يك تومن بود! ساندويچيه ميگه:

آخه اين مغز تهرونيه، بابا ‌بالاخره يك كلاس خاص خودشو داره.

مردك هم ساندويچش رو ميخوره و چيزي نمي‌گه.

هفته ديگه مياد دوباره يك ساندويچ مغز سفارش ميده،

 اين دفعه ساندويچيه ميگه:‌شد 10 تومن! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه‌:

 بابا چه خبرته؟! ساندويچيه ميگه:

 آخه عزيز من،‌اين دفعه مغز رشتيه، كلي فسفر داره به جان تو!

باز طرف چيزي نمي‌گه و پول و ميده و ساندويچش رو مي‌خوره.

 هفته بعد دوباره مياد و يك ساندويچ مغز سفارش ميده،

 اين دفعه ساندويچيه ميگه: ميشه 100 تومن!

يارو ديگه پاك شاكي ميشه و ساندويچ رو مي‌كوبه رو ميز داد ميزنه:

 اين چه مسخره بازيه دراوردي؟! ساندوچيه ميگه:

‌آخه عزيز من،‌اين يكي مغز تركه،‌ بايد 100 تا كله بشكنيم تا ازش يك ساندويچ دربياد!!

.............................................

155- تركه زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره!

...............................................

156- يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه،

 داريوش مياد چهارم ميشه!

...............................................

157- تركه پسرش رفته بوده زير ماشين، با سنگ ميزنه درش بياره!

...............................................

158- تركه ميخواسته زيردريايي آمريكاييا تو خليج فارس رو غرق كنه،

 در ميزنه فرار ميكنه!

................................................

159- تركه ميخواسته بره هر چي راهزنه اطراف تبريزه دهنشون رو سرويس كنه.

 ملت هم ميان هر كي يه چيزي براش ميارن،

 يكي شمشير مياره يكي خنجر مياره و حسابي مسلحش ميكنن.

 خلاصه تركه راه ميفته و بعد از يك هفته خونين و مالين برمي‌گرده.

 مردم دورش جمع ميشن، مي‌پرسند: چي شد؟ چي كار كردي؟

 تركه پاميشه يا حال زار ميگه:

بابا يه دستم شمشير بود يه دستم خنجر، با دندونام مي‌جنگيدم؟!

............................................

160- تركه به دوستش ميگه: اصغر، قربون دستت،

 برو عقب ماشين ببين چراغ راهنما ماشين كار ميكنه يا نه.

اصغر ميره عقب ماشين، ميگه:

كار مي‌كنه، كار نَمي‌كنه، كار مي‌كنه، كار نَمي‌كنه...!

............................................
161

- به تركه ميگن سه تا ميوه نام ببركه با سين شروع بشه ميگه:

 سيب، سير، سحر! ميگن: سحر كه ميوه نيست؟! ميگه:

 نميدوني چه هلوييه!

..........................................

162- تركه ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره!

..........................................

163- تركه تو كليسا نشسته بوده، يهو مي‌بينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو.

ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه.

دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه:

اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز ديگه

ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح‌! خودت كمكم كن!

 تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!‌ خودم ميرم!

..........................................

164- آويني تو جنگ كشته‌ميشه،

 به تركه ميگن برو يه جوري به خانوادش خبربده.

 تركه ميره دم خونشون زنگ ميزنه، زن يارو ميگه: كيه؟ تركه ميگه:

 ببخشيد،‌ منزل شهيد آويني؟!

............................................

165- تركه زنگ ميزنه خونه رفيقش ميگه: غضنفر! من لهجي دارم؟

رفيقش ميگه: آره!‌ ميگه: پس گحط كن دوباره ميگيرم!

.............................................

166- يارو تركه عرق ميخوره مي‌برنش كلانتري شلاقش بزنن.

 افسرِ چند تا شلاق ميزنه، بعد شلاقو مي‌ده به يكي ديگه ميگه:

برادر حسين! بيا شماهم يه فيضي ببر!‌

يارو هم چند تا ميزنه و ميده به اونيكي ميگه:

برادر اكبر شما هم بيا يه فيضي ببر! خلاصه چند نفري دهن يارو رو ....

بعد كه كارشون تموم ميشه ميان از اتاق برن بيرون،

تركه ميگه: برادر‌ا! لااقل درِ فيضيه رو ببندين!

.............................................

167- اواهه ميخوره زمين، ميگه: اِوا! تو هم جاذبه!

............................................

168- تركه با ماشين ميره تو دره، بهش ميگن:

 چي شد بابا؟ چرا افتادي تو دره؟ ميگه: والله ما داشتيم تو جاده با ماشين ميرفتيم،

 هي جاده پيچيد، من پيچيدم، ‌دوباره جاده پيچيد،

 باز من پيچيدم،‌ يهو جاده پيچيد، من نپيچيدم!

...........................................

169- تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي‌زدند.

 زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه مي‌گذاره كه:

 منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه،

 ‌مي‌بينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!

.........................................

170- تركه از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش،

ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!

.........................................

171- تركه ميفته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا مي‌گيرنش، رئيسشون ميگه:

اينا رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم.

 تركه هم يه چاقو ور ميداره مي‌گذاره رو شكمش، ميگه:

جلو نيايد وگرنه ‌قايقتونو سوراخ ميكنم!

........................................

172- تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده،

 تركه تماشا مي‌كرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن،

 تركه شاكي ميشه، ميگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگيردش!

........................................

174- تركه خودشو دار مي‌زنه، بعلت ضربه مغزي مي‌ميره! ميان مي‌بينند با كِش خودشو دار زده!

........................................
175

- يه جايي جشن بوده،

تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور.

 يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ تركه ميگه:

 من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!

.......................................

176- تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه،

 قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته، ولي تو همون اول نگو،

اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. تركه ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه:

 آقا، يك كويته؟! يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟

همينجوري ميگه تا ميرسه به نوزده كويت!

 يارو ميگه: من يه راهنمايي بهتون ميكنم، با چايي هم ميخورنش.

 تركه ميگه: آاااهان پس بگو، ‌قنده؟!

......................................

177- تركه ميره امام رضا احساساتي ميشه ميگه:‌

امام علي قربون لب تشنت برم پس كي ظهور ميكني؟!

.......................................

178- يارو زبونش ميگرفته ميره داروخونه ميگه: آقا اشپيل داري؟

 ميگه: اشپيل ديگه چيه؟ ميگه: بابا اشپيل ديگه. يارو ميگه: يعني چي؟

 درست تلفظ كنين من بفهمم. يارو ميگه: بابا جان اشپيل، ديگه! يارو ميگه:

 آقا من كه نميفهمم شما چي ميگين، بگذارين به همكارم بگم شايد اون بفهمه.

 رفيق يارو هم زبونش ميگرفته، مياد. بهش ميگه:

 آقا اشپيل دارين، يارو هم ميره براش يه چيزي مياره بهش ميده و ميره،

 بعد همكاراي يارو ازش ميپرسن: اين چي ميخواست؟ ميگه:

 اشپيل! ميگن: بابااين اشپيل ديگه چه كوفتيه!؟

 اصلاً برو يكم از اين اشپيل ور دار بيار ببينيم چيه. يارو ميره و بر ميگرده ميگه:

 اشپيل تموم شد!

......................................

179- عربه ميره مغازه با لهجه ميگه:‌آقا رُبععع دارين؟ يارو ميگه:‌

داريم، ولي نه به اين غليظي!

........................................

180- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، ميگه:

عزيزم من لهجه دارم؟ دختره ميگه: آره. تركه ميگه:

 پس من قطع ميكنم دوباره ميگيرم!

........................................

181- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباش ور ميداره،

هول ميشه ميگه: ببخشيد توپمون افتاده!

.........................................

182- تركه ميره تو خواربار فروشي ميگه: نيم كيلو پنير بدين،

يارو بهش ميگه: ببخشيد، شما تركين‌؟ ميگه: از كجا فهميدين؟ ميگه:

از لهجتون. تركه با خودش ميگه: من بايد اين لهجمو درست كنم.

 پا ميشه ميره خارج بعد از ده سال برميگرده، ميره همون جا ميگه:

 آقا نيم كيلو پنير بدين. يارو باز ميگه: آقا شما تركين؟ ميگه:

 اِاِا... از كجا فهميدي؟ مگه من هنوز لهجه دارم. يارو ميگه:

نه، ولي آخه اينجا پنج ساله كه بانك شده!

......................................
183

- شيره‌ايه ميخواسته تاكسي بگيره، ‌به يك تاكسي ميگه:

 مُشتقيم! تاكسيه،‌ پنج متر جلو تر نگه ميداره. يارو ميگه:‌

 اي بـابـا! من كه مي‌خواستم اونجا پياده شم!

........................................

184- تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه،

 قبل از مسابقه بهش ميگن:

 ببين جواب ژاندارمريه ولي همون اول نگي كه ضايع بشه،

يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه:

جانداره؟ مجريه ميگه: نه. تركه ميگه: مِريه؟ ميگه: نه. تركه ميگه: جاندارمريه؟

..........................................
185

- به تركه ميگن: ‌نظرتون راجع به سريال امام علي چيه؟ ميگه:

 خيلي عاليه، فقط اگه ميشه يخورده قطام شو بيشتر كنيد!

........................................

186- تركه رفته بوده استخر،

مسؤول اونجا مي‌خواسته واسه شاشيدن تو آب جريمش كنه.

 تركه داد و بيداد مي‌كنه كه:‌

خوب بابا همه تو آب مي‌شاشند! يارو ميگه: ‌آره، ولي نه از رو دايو!

...........................................

187- تركه تو اتوبوس واستاده بوده، يهو ميبينه بند كفشش بازه.

به كنار دستيش ميگه:

آقا قربون دستت، ‌يك دقيقه اين ميله رو نگردار من بند كفشم رو ببندم!

..........................................

188- تركه زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه:

 بابا اين چه وضعيه؟!

 اين چه تصاويره مستهجني بود كه تو ان سريال امام علي نشون داديد؟!

 يارو بهش ميگه: قربان ما كه فقط پاها رو نشون داديم.

 تركه ميگه: بابا تلوزيون من پرش داشت، همه جاشو ديديم!

.........................................

189- تركه زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه:

 بابا اين چه وضعيه؟! اين سريال امام علي كه همش بدآموزي داره!

 يارو ميگه:‌چرا آقا؟‌ براي چي؟ تركه ميگه:

‌ بابا الان دو هفته‌ست هروقت ميام پسرمو تنبيه كنم،‌

ميدوه ميره تو كوچه لخت ميشه!

........................................

190- يارو تركه تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه.

 خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، تركه ميگه: بچه‌ها در رين صاحابش اومد!

........................................

191- عربه هي ميگوزيده، بعدش يك ليوان آب ميخورده.

 ازش ميپرسن: چرا هي بعد از گوزيدن آب ميخوري؟ ميگه:

 ولك، اگه آب نخورم كه گرد و خاك ميشه!

..........................................

192- تركه ميره راهپيمايي، مي‌بينه شلوغه برميگرده!

..........................................
193

- تركه 19 تا بچه داشته،‌ بهش ميگن:

چرا يك بچه ديگه نمياري، رُند شه؟! ميگه: فرزند كمتر، زندگي بهتر!

..........................................
194

- تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه:

قربون چشم بگذارم؟ تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!

.........................................
195

- دو تا تركه ميرن يك رستوران كلاس بالا، ‌دو تا كوكا سفارش ميدند‌،

 بعد هم يكي يك ساندويچ از كيفشون درميارند، ‌شروع مي‌كنند به خوردن

. گارسونه مياد ميگه: ‌ببخشيد،‌شما نمي‌تونيد اينجا ساندويچ خودتونو بخوريد.

 تركا يك نگاهي به هم مي‌كنند، ‌ساندويچاشونو باهم عوض مي‌كنند!

.........................................

196- تركه 10 تومن ميندازه تو صندوق صداقات، هنوز دوقدم رد نشده بوده،‌

 يك ماشين ميزنه بهش، درب و داغونش ميكنه.

 همون وقت يك باباي ديگه‌اي داشته يك پولي مينداخته تو همون صندوق،

 ‌تركه با حال زار پاميشه، ‌ميگه: آقا پولتو اونتو ننداز، اون صندوقش خرابه!

..........................................

197- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش،‌

 باباي طرف گوشي رو برميداره، هول ميشه ميگه:

 ‌ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقيقه!

.........................................

198- تركه كفترشو گم ميكنه، تو روزنامه آگهي ميده: بيه بيه!

.........................................

199- كرده تو كردستان پونزده نفرو مي‌كشه،

 تو دادگاه به حداكثر مجازات محكوم ميشه.

 مي‌گيرن شلوارشو درميارن،‌ پاش استرچ مي‌كنند!

..........................................

200- سياه پوسته ميگوزه،

 زنش تا يه هفته داشته از رو زمين دوده جمع ميكرده!

............................................

نوشته شده توسط پویان در 17:31 | | لینک به این مطلب
شنبه نوزدهم اسفند 1385
نظرسنجی!!!

در يك نظر سنجي از مردم دنيا سوالي پرسيده شد و نتيجه جالبي به دست آمد از اين قرار :

 سوال : نظر خودتون رو راجع به راه حل كمبود غذا در ساير كشورها صادقانه بيان كنيد؟

و كسي جوابي نداد چون ؛

 در آفريقا كسي نمي دانست غذا يعني چه؟

 در آسيا كسي نمي دانست نظر يعني چه؟

 در اروپاي شرقي كسي نمي دانست صادقانه يعني چه؟

در اروپاي غربي كسي نمي دانست كمبود يعني چه؟

در آمريكا كسي نمي دانست ساير كشورها يعني چه ؟

نوشته شده توسط پویان در 2:1 | | لینک به این مطلب
شنبه نوزدهم اسفند 1385
جک توپ توپ

  به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟



      اصغرآقا اواخر عمرش به زنش گفت : خانم جان بعد از رفتن من به من خيانت نکني که استخوانهام تو گور بلرزه ! زنش هم گفت چشم. مدتي بعد مرد به خواب زنش آمد و گفت : تو اون دنيا به من مي گن اصغر ويبره!



     غضنفر رفت مغازه وگفت ببخشيد شما از اون کارت پستال ها داريد که نوشته : عزيزم تو تنها عشق من هستي؟ مغازه دار گفت بله داريم. غضنفر گفت پس 16 تا از اون کارتها رو محبت کنيد!



      پسري از سربازي براي پدرش اين طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !"


 


              غضنفر ماه رمضان زولوبيا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. يه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولوبياها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا في الدنيا الحسنه ... کسي به زولوبيا دست نزنه!   


 


 مردي بدهي و قرض زياد داشت رفت ماشين مدل بالا خريد! زنش پرسيد : آخه مرد با اين وضعي که ما داريم چه وقت ماشين مدل بالا خريدن بود؟ مرد گفت : ماشينو خريدم تا سريع تر بتونم از دست طلبکارها فرار کنم!!!


             يه بار بچه اي از پدر خسيسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چي ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو مي خواي چه کار؟ تو هفت  هزار هم زيادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو مي خواي چي کار؟ دوهزار کافيه ؟ بيا اين هزار تومنو بگير.بچه مي شماره مي بينه پانصدتومنه!!!


                 ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش.

نوشته شده توسط پویان در 1:27 | | لینک به این مطلب
جمعه هجدهم اسفند 1385
Avril Lavigne

دانلود عکس های آوریل

http://depositfiles.com/files/674107

 

نوشته شده توسط پویان در 18:54 | | لینک به این مطلب
جمعه هجدهم اسفند 1385
Macworld IPhone

Macworld IPhone
March 2007
Format: PDF
Pages:68
Language:English
Size ~ 3.84 MB

http://depositfiles.com/files/627833

نوشته شده توسط پویان در 18:52 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه هفدهم اسفند 1385
اس ام اس و جک(9)

بشر ذاتا خوب است و تمدن او را ضايع مي‌كند و بايد به طبيعت پناه ببرد. (ژان ژاك روسو)

---

تا از عزرائيل دستمزد نگيرم، خودكشي نميكنم.

---

به همه لبخند بزن اما با يك نفر بخند، همه را دوست داشته با اما به يك نفر عشق بورز، تو قلب همه باش اما قلبت مال يك نفر باشه!

---

 تركه سوار تاكسي بوده ... بعد از مدتي يكي پياده ميشه و درو محكم ميبنده ...
راننده ميگه : الاغ بي شعور ... يه كمي جلوتر يه نفر ديگه پياده ميشه و باز در و محكم
ميبنده و بازم راننده ميگه : الاغ بي شعور ... خلاصه نوبت به تركه ميرسه و تركه هم
با دقت در و آهسته ميبنده ميبينه راننده داره نگاش ميكنه به راننده ميگه :
چيه ... الاغ باشعور نديدي
---

چاه مکن بهر کسي ، خسته ميشي....ديگ به ديگ چيزي نمي گه....شلوار مرد که دو تا شد ، حال مي کنه....گر صبر کني ، زير پات علف سبز مي شه....صلاح مملکت خويش ، رئيس جمهور داند.....جوجه رو هروقت بشمري جيک جيک مي کنه.....عيسي به کيش خود ، موسي به بندر عباس....کوه به کوه مي رسه ، ميّت رو زمين نمي مونه....آشپز که دوتا شد هيچ کدوم غذا درست نمي کنن....پاتو از گليمت درازتر نکن ، پات دراز مي شه شلوار به پات کوتاه ميشه
---

مرگ از زندگی پرسید چرا من تلخم و تو شیرینی؟
زندگی در جواب گفت : چون من دروغم و تو حقیقت
---

من به خورشيد اعتقاد دارم, حتي اگر ندرخشد من به عشق اعتقاد دارم, حتي اگر تنها باشم من به خدا معتقدم, حتي اگر ساکت باشد

---

ترکه باخرش میرفته بعد فارسه می بینه که ترکه بربری می خوره به خرش نون فانتزی می ده ازترکه می پرسه چرا به خرت نون فانتزی میدی وخودت بربری می خوری میگه خرهای ما فارسن
---

يه روز دوتا قزوينی از کنار هم رد ميشن يکيشون برميگرده ميگه ببخشيد علی جون از جلو نشناختمت!!!

...

وقتي احساس كردي به آخر خط رسيدي . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . از اتوبوس پياده شو!

---

پيروزي نصيب كسي مي‌شود كه بيش از همه استقامت كند. (ناپلئون بناپارت)

---

عنكبوت بدبين با تار خودش هم ته چاه نمي‌رود.

---

براي عشق تو در قلبم سه كوه ساختم، اولي: كوه وقا، دومي: كوه صداقت، سومي: كوهي كه هر وقت بهم گفتي دوست ندارم، از اون بالا بندازمت پايين!

---

تركه خيلي شاكي ميره تو آزمايشگاه داد ميزنه:پس چرا جواب خون شهدا رو نمي ديد؟

---

 

یه سوال عشقولانه

اگر قرار باشد جدايي‌ناپذيرترين زوجي را كه مي‌شناسي نام ببري، چه مي‌گويي؟

 


 

نوشته شده توسط پویان در 9:12 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه هفدهم اسفند 1385
اس ام اس و جک(8)
 


-به شيشه گفتم \\\'دوستت دارم \\\' شکست، به گل گفتم \\\'دوستت دارم\\\' پژمرد. به دريا گفتم \\\'دوستت دارم\\\' خشکيد. حالا به تو ميگم \\\'دوستت دارم\\\'، هواي خودت رو داشته باش!!

2-صبح ها نمیتونم صبحونه بخورم چون دوستت دارم.ظهرها نمیتونم ناهار بخورم چون دوستت دارم.شبها نمیتونم شام بخورم چون دوستت دارم.شبها نمیتونم بخوابم....چون گرسنمه!!!

3-تو مثل خورشید میمونی...میدونی چرا؟ چون از همون نگاه اول میشد فهمید که از پشت کوه اومدی!!!

4-اگه گفتي پنجشنبه شب بعد از ساعت 12 چي ميشه؟
.
.
.
.
هاهاهاها خوب جمعه ديگه!

5-دعاي يك زن موفق: خدايا، از تو خردمندي مي‌خواهم تا همسرم را درك كنم، عشق مي‌خواهم تا او را ببخشم،بردباري مي‌خواهم تا شرايطش را بپذيرم، زيرا اگر از تو قدرت بخواهم، او را آنقدر مي‌زنم تا بميرد!

6-
//////// \\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\

(< @ @>)

.....o00……………00o…..
.
.
.
.
.
این عکس رو وقتی داشتی دختر همسایه رو دید میزدی ازت گرفتن....واقعا که....از تو بعید بود

7-سخت ترین سوال کنکور 86 :

1- هه هه هه هه
2-هه هه هه هه
3-هه هه هه هه
4-هه هه هه هه

و اما سوال:
در کدام گزینه قل مراد داره گریه میکنه؟

8-ارمنيه یه زنه رو سوار می‌کنه. زنه میگه امان از گرونی رون و سینه. ارمنيه میگه لاپا هم همین طور! زنه میگه بی‌تربیت. ارمنيه میگه بابا لاپا- لوبیا- عاداس ....

9-یک نصیحت بشنو از من کاندرآن نبود غرض :

گر خواهی که نبینند رفیقان هنرت را بر خیز و بکش سیفون بالای سرت را

10-عزيزم ! هر کسي غير من بهت « ميگه دوست دارم »باور نکن ! آخه رويا تو تنها کسي هستي که مي پرستم . مريم من واقعا واست ميمرم . ميدوني چيه زهرا ؟ اصلا زندگيم بدون تو فايده نداره ! خدا شاهده سيمين , شب ها از عشقت خواب ندارم . مامانم ميگه فکر ناهيد ديوونه ات کرده ! هر چي بهش ميگم من غير از سپيده کسي رو نميخوام باورش نميشه ! تو بگو عاطفه جونم ! بايد چيکار کنم ؟

11-یه یه یه یه یه یه یه...........یی هوووووووووووووووو دلم خواست برات اس.ام.اس بزنم

12-بدون هر وقت صدای زنگ مسیجت می آد معنیش این نیست که اس-ام-اس داری یا کسی دلش برات تنگ شده یا کسی به یادته.........معنیش اینه که یه نفر بیکار شده و حوصلش سر رفته!

13-يه ترکه ميره خواستگاری بابای عروس بهش ميگه اون گله که زدی به يقت خارش اذيتت نميکنه ترکه ميگه خارش که نه ولی گلدونش که تو شلوارمه دهنمو سرويس کرده.

14-ملوسم....دلم برات تنگ شده
.
.
.
.
.
قربانت قل مراد
15-قلب من، دل من، خون تو رگهاي من، نفس من، جيگر من، خلاصه... همه وجودم درد مي‌كنه، بايد برم دكتر ببينم چرا اينطوري شدم!

 

 

 

ميگن فردا ساعت 4 خوشگل‌ها رو مي‌گيرن تو رو خدا بيرون نرو نمي‌گيرنت ضايع مي‌شي

اولی: میدونی رشتی ها کی گوه گیجه میگیرند؟ دومی: .....اااااااااااااااا ........... روز پدر

به ترکه می گن فرق هواپیما با آدم کچل چیه ؟ میگه : والا , کچل که فرق نداره . هواپیما هم نکته انحرافیه

روز تو کنارم نباشي..... اين زندگي تلخي رو که دارم رها مي کنم....مي زارم ميرم.... تا ديگه مجبور نشم هر روز صبح گريه هاي تنهايي خودم رو توي آيينه اتاق تحمل کنم

عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلند تر خواهد بود رنگین کمان پاداش کسی است که تا آخرین قطره زیر باران می ماند

 

ye roz sheytoon ghorse X mizaneh shab hameye mardomo namaze shab bidar mikoneh

زنان به خوبي مردان ميتوانند اسرار را حفظ كنند ولي به يكديگر مي گويند تا در حفظ آن شريك باشند.( فئودور داستايوس

زندگي مثل شطرج مي مونه اگربلدنباشي همه مي خوان يادت بدند .... اگر خوب بازي کني همه مي خوان شکستت بدند

 اگر عاشق شدن ديوونگي باشه اگردوست داشتن يک بهونه باشه من همون دوست ديونه تم

طبق آخرین اطلاعیه سازمان دیده بان حقوق بشر جوراب احمدی نژاد به عنوان یکی از سلاحهای کشتار جمعی شناخته شده

 


 

نوشته شده توسط پویان در 9:11 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه هفدهم اسفند 1385
اس ام اس و جک(7)

حدود چند صد سال پیش در کرمان یه آقایی بود به اسم ملا سلیمان که خیلی ادعای شاعری داشته و خودشو سرآمد همه شعرا میدانست. وقتی شنید تو شیراز یکی پیدا شده به اسم سعدی که میگن خیلی شاعر زبردستیه, به ملا سلیمان برخورد. گفت میرم شیراز با این یارو سعدی مشاعره کنم تا بفهمه شعر چیه و شاعر کیه. بعد از چند هفته طی طریق بالاخره رسید در خانه سعدی. در زد, دختر سعدی در رو باز کرد و پرسید فرمایش؟ ملا سلیمان بدون سلام و علیک و با تکبری "شاعرانه" گفت که کیه و برای چی اومده. دختر سعدی از همانجا باباشو صدا زد و گفت

...
بابا بیا ملا سلیمان آمده
ملا ز کرمان آمده

..

کرمان زگُه آید برون
این گُه ز کرمان آمده

اینو گفت و رفت, ملا سلیمان بیچاره که حسابی از این حاضر به جوابی رباعی گونه دختر سعدی جفت کرده بود, فکر کرد دخترش که اینقدر با ذوق و هنرمند باشه باباش دیگه چه غولیه, فهمید که در برابر سعدی کم میاره, دمش و لا پاش گذاشت و سریع از آنجا دور شد

البته فکر نکنید که دخترسعدی قصد توهین به کرمانیهای عزیز را داشت, نه, فقط از رفتار بی ادبانه ملا سلیمان کفری بود و آن دو بیتی ناخودآگاه از دهانش پرید بیرون. وگرنه هم سعدی و هم دخترش ارادت خاصی به کرمانیها داشته و آنها را مردم شریف و نجیب و محترمی میدانستند. و حتی دختر سعدی قصیده طویلی در وصف خوبیهای کرمانیها سروده که متاسفانه در آتش سوزی که در خانه سعدی میشه نسخه اصلی می سوزه. اما شیرازیهای شعر دوست و شاعر پرور سینه به سینه, نسل به نسل, تا امروز هم آن قصیده زیبا را در دلهای شان حفظ کردند
ملا سلیمان تصمیم گرفت مدتی به کرمان نره تا موضوع مشاعره او با سعدی فراموش بشه. چند هفته بعد در قهوخانه ای در اصفهان که مشاعره برپا بود و چندتا شاعر حضور داشتند, ملا هم بود. بعداز اتمام مشاعره , شعرا از جمله ملا سلیمان در باره شعر و وزن و قافیه و اینجور چیزا با هم صحبت میکردند. یکی دو ساعت که بحث کردند ملا با آنها حسابی رفیق شد. بعداز جریان دختر سعدی دیگر اون تکبر قبلی را نداشت. جریان را برای شعرا تعریف کرد. یکی از این شاعرها که اسمش خواجه نصیر بود و در تکبر و خودستایی دست کمی از ملا سلیمان سابق نداشت گفت سعدی سگ کی باشه , ناراحت نباش رفیق, خودم میرم با کلام آتشین و موزونم پدر سعدی و دخترشو در میارم. و انتقام ترا از آنها می گیرم
چند روز بعد خواجه نصر رسید به پشت در خانه سعدی. در زد. دختر سعدی که رو پشت بام بود از آن بالا میپرسه فرمایش؟ خواجه نصیر که نمی خواست مثل ملا سلیمان میدون را دست دختره بده تصمیم گرفت اصلا بدون قافیه یک کلام هم با اهل این خانه صحبت نکنه, پس سینه را صاف کرد و گفت
خواجه نصیرم نصیر
آمدم از گرمسیر

تا بزنم بر تو ک...ر
دختر سعدی سلام

دختر سعدی داشت می آمد پایین که در رو باز کنه, خواجه تو دلش خطاب به او می گفت, چه شد؟ چرا لال شدی؟. اما آتشپاره ی سعدی به محض اینکه در را باز کرد گفت
دختر سعدم بنام
آمدم از پشت بام

ک...ن تو ک...ر بابام
خواجه علیک و سلام

و رفت که به باباش بگه مهمون داره. خواجه که حسابی زرد کرده بود و چون مثل تمام آدمای لاف زن و متکبر کم شهامت و در مواقع ضروری بدون اعتماد به نفس و ترسو هم بود فلنگ رو بست و از آنجا دور شد
نزدیکی های اصفهان که رسید وارد شهر نشد , شهر رو دور زد و رفت طرف مشهد, بلکه داستان مشاعره اش با سعدی فراموش بشه

چند هفته بعد در مشهد توی مهمانسرای شهر با یک همشهری ما که او هم دستی در شعر و شاعری داشت آشنا شد. دو سه روز که گذشت با هم صمیمی شدند و خواجه سرگذشت خود و دختر سعدی را براش تعریف کرد. همشهری ما چیزی نگفت. فردای آنروز آمد پیش خواجه که خداحافظی کنه, اما نگفت که می خواد به شیراز بره, درست حدس زدید, همشهری ما هم حوس مشاعره با سعدی را کرده بود.

چند هفته بعد رسید جلوی در خانه سعدی, در زد, دختر سعدی که تازه کلی آب گرم کرده بود و ریخته بود توی یک طشت بزرگ که سرش را بشوره, پیراهن نازکی تو تنش بود, سریع چادر را سرش گذاشت و رفت در رو باز کرد. حجابش کامل کامل نبود نصف موهای جلوی سرش را میشد دید. همشهری ما اصلا فکر نمی کرد دختر سعدی اینقدر خوشگل و جذاب باشه. خواجه نصیر چیزی در این باره نگفته بود. خلاصه با همان نگاه اول یک دل نه بلکه صد دل عاشق دختره میشه . سلام میکنه و میگه از زیارت مشهد می آید و ادامه میده
ز گیلان آمدم من مرد رشتی
چه زیبایی تو, دور از هر پلشتی

غرض درس است از استاد شیراز
کلامش بس عزیز است نزد رشتی

به این میگن کلاس, با اینکه همشهری ما در شعر و شاعری دست کمی از ملا سلیمان و خواجه نصیر نداشت, و حتی به روایت راویان موثق اخبار خیلی هم بهتر از آنها شعر می گفت, اما فروتنی و متانت گیلگی خود را حفظ کرده و میگوید آمده تا از استاد شیراز درس بگیره. ایکاش همه جای دنیا گیلکانه می اندیشیدند و میگفتند و عمل می کردند. نه مثل آن ابریق های نیمه پر که هرچه آبش کمتر باشه سر و صداش بیشتره. یا مثل آنهایی که برای مخفی کرن ناتوانی های زناشویی خود برای همسایه ها شون از بی بخاری رشتیها میگن, برای همان همسایه هایی که تا فرصت گیرشان میاد دست نوازشی به سر و صورت و ... زنش می کشند, همان همسایه هایی که موقع تعریف جوکهای این احمق کلی هم می خندند, در ظاهر بخاطر جوکها و در دل به فلاکت این بیچاره. در مورد خانم ها که جوک رکیک رشتی میگن باید بگم خانمهای با شخصیت اهل این کارا نیستند, آنهایی هم که میگن یا زن امثال همین آقایی رو که الان تعریفش کردم هستند, یا اینکه یه جایی شون... و مثل آن دزده که تو خیابون مردم دنبالش می دویدند و برای ردگم کردن فریاد میزد آی دزد! باری, مثل اینکه دارم از موضوع پرت می شم. دختر سعدی که به بخاطر احترام و تعریفی که ازش شده بود به وجد آمده بود گفت
سلام از من به تو آقای رشتی
چه خوب وصفی نمودی ام تو مشتی

پدر بیرون و من تنهایم اینجا
بیا آبی بریز رویم تو طشتی

تو حیاط که میرن دختر سعدی چادرش را برمیداره. ضربان قلب همشهری مان تند و تند تر میشد, دختر با چشمان سیاه و قشنگش نگاهی به او کرد و با لبخندی که باز هم قشنگترش می کرد گفت تا آب سرد نشده کمک کنید سرم را بشورم, با این پارچ می تونید آب از طشت برداشته رو سرم بریزید. دو زانو نشست و سرش را به طرف پایین خم کرد. همشهری ناقلای ما کمی آب روسرش ریخت و بعد الکی یکی از پاهاش رو به زمین کوبید, یعنی که داشت زمین می خورد, قدری از آب رو ریخت رو بدن دختر و گفت ببخشید. دختر چیزی نگفت, آب که رو پیراهن نازک ریخت حسابی بدن نما شد. وقتی سر و صورتش را صابون میزد همشهری مطمئن بود که الان دیگه متوجه نمیشه, پس خم می شد و از جلو بدنش را تماشا میکرد. بالاخره دختر سعدی گفت آب بریز! آخرین پارچ آب را هم داشت میریخت که باز همشهری ما حقه دیگه ای زد. گفت آب داره تمام میشه و همزمان با احتیاط دستش را گذاشت پس گردن دختر و گفت اینجاها هنوز صابون هست. دختر گفت ممنون پاکش کنید. آقای رشتی با دست راست یواش یواش آب میریخت و با دست چپ روی گردنش را می مالید. دستش یواش یواش از پس گردن به سمت جلو و گلوی دختر و بعد کمی پایین تر رسید. با احتیاط دستش را باز هم پایین تر برد و ناگهان یکی از همان چیزهای نرم و لطیف به نوک انگشتانش خورد. تازه می خواست یکی از آنها را با دستش بگیرد که ناگهان دختر سعدی بلند شد و در آغوشش گرفت و چند دقیقه ای همدیگر را بوسیدند و سپس دختر گفت
بدر آریم پیراهن و تنبان
بلولیم بر هم اینک با تن وجان

همشهری ما دختر را بلند کرد رو دستهاش و برد بطرف خونه
هنوز چند دقیقه ای نگذشته بود که سعدی آمد خونه. دید طشت آب تو حیاطه و پارچ هم افتاده روی چادر دخترش و اون رو خیس کرده. نگران شد و کمی هم ترسید. آهسته وارد خونه شد, ساکت ماند, صدای حرف می اومد, جلوتر که رفت صدای دخترش رو شنید, صداهای عجیب و غریبی از دخترش بلند میشد, اما شبیه صدای اعتراض یا بگو مگو و کشمکش و این جور چیزا نبود, کمی جلوتر رفت و دوباره گوش بزنگ ایستاد, از ناله ها و گاها خنده های خفیف دخترش یه چیزایی بو برده بود, کمی دیگر که گوش داد دیگه مطمئن شد. برگشت که چوبی, کاردی چیزی برداره, بعد ایستاد و کمی فکر کرد. چند دقیقه ای صبر کرد. بعد فریاد زد لباساتونو بپوشید! دو سه دقیقه بعد با تانی رفت بطرف اتاق , دختر سعدی و همشهری ما سرشان را پایین انداخته بودند. سعدی رفت جلوی آقای رشتی و یک سیلی محکم خوابوند تو گوشش و رو به دخترش گفت این مرتیکه کیه؟ میخوای آبروی منو ببری؟ میخوای سنگسارت کنند؟. چند لحظه ای سکوت حکمفرما شد. سعدی رفت تو اتاق خودش

دختر و آقای رشتی یه چیزایی پچ و پچ کردند و بعد وقتی دیدند سعدی تو اتاقشه بدون سر و صدا همدیگر رو بوسیدند, بعد یواش یواش رفتند تو حیاط و همشهری ما داشت درر و باز کنه که بره بیرون ناگهان سعدی که چند دقیقه ای فرصت فکر کردن پیدا کرده بود پرید تو حیاط و با کمی عصبانیت پرسید اسمت چیه ؟ از کجا می آی؟ دختر که پدرش را خوب می شناخت یه چیزایی بو برده بود, داشت از خوشحالی پر در می آورد. سعدی که در مجموع آدم منطقی و دمکراتی بود و ضمنا نمیخواست بچه "حرامزاده ای" رو دست خودشو و دخترش بمونه خطاب به هردو نفر گفت بیایند پیشش, بعد خطبه عقدی براشون خواند و همشهری ما تو شیراز ماندگار شد. و فرصت های فراوان مشاعره با سعدی نصیبش شد, و هربار بیش از پیش در می یافت که در محضر استاد جامه شاگردی بیشتر برازنده اش هست

دختر سعدی و همشهری ما صاحب نه فرزند شدند. بعدها خاندان بزرگی را در شیراز تشکیل دادند. محله رشتیها در شیراز از آبادترین و پرجمعیت ترین محله های شیراز بود. اسم این محله تا انقلاب مشروطیت محله رشتیها بود که بعد عوضش کرده و به اسم یکی از مشروطه خواهان شیراز گذاشتند. از این خاندان آدم های برجسته زیادی برخاستند و حدود چند قرن پیش تعدادی از آنها به گیلان موطن جد شان مهاجرت کردند. تقریبا تمام کسانی که اصل و نسب شان به این خاندان وصل می شود طبع شاعری دارند. میگویند آیت الله گیلانی از همین خاندان است برای همین هم شعر زیاد میگفت...

منبع : گیل ماز

 

نوشته شده توسط پویان در 9:10 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه هفدهم اسفند 1385
اس ام اس و جک(6)

یک دختر اگر توی خیابون پسری ازش بپرسه ساعت چنده میگه:ساعت 7.اما یه پسر اگر یه دختر ازش ساعت بپرسه میگه :ساعت 7 و 2 دقیقه و 24 ثانیه,اینم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم

 

از غصه اين درد ندانم چه كنم يا هست پناهي و ندانم چه كنم؟ وز دل بيمارم هر دم تا ز سحر ز شوق روي بي تابت چه كنم؟ چشم من شرم باد ، ز تو نظري با دل عشاق خويش ز دوريت چه كنم ؟ گرچه وصال آغازگر روياي ما بود با مرگت زين سر آغاز چه كنم ؟

 

آخر يه روز پرينت قلبم رو مي گيرم تا باورت بشه كه با هر نفسم صد بار مي گم دوستت دارم

 

هزار شاخه گل رز...يه بغل پيچک سبز...يه سبد سيب و انار...مي سپارم به تو من...ببر سر چهار راه بفروش...نصف سودش مال من!

 

لحظه ها را ديوانه وار ورق مي زنم هر کجا که قلبم مي تپيد صفحه اي پاره مي کنم و باز ورق مي زنم بلکه اين کتاب زودتر تمام شود

 

هواپيما داشت سقوط مي کرد همه داشتن جيغ ميزدن به جز يه ترکه ! ازش مي پرسن چرا تو ساکتي ؟ ميگه : ماله بابام که نيست بذار سقوط کنه

 

بین دو لب خنده چو گردد عیان غصه غم رو ببرد از میان فایده خنده بود بیشمار از من آزاده در این روزگار ترک غم رفته و آینده کن خنده کن و خنده کن و خنده کن تقدیم به کسانی که دوستشان دارید

 

یاد داشته باشید بهترین نوع ارتباط آنست که در آن عشق شما به دیگران بیشتر از نیازتان به آنها باشد

 

رفاقت به معنی حضور در کنار فردی دیگر نیست بلکه به معنی حضور در درون اوست

 

خيلي دوست دارم. اخه ميگن.. دل ادم ها به اندازه ي مشت شون است.. پس چطور يک دريا خوبي. يک دنيا مهربوني..يک آسمان عشق.. يک کهکشان محبت و يک عالمه دوستي تو دل تو جاه مي شه

 

نوشته شده توسط پویان در 9:8 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه هفدهم اسفند 1385
اس ام اس و جک(5)
ابوريحان بيروني در بستر مرگ بود كه پسرش بهش گفت تو اين لحظه اخر چه كاري ميخواي برات انجام بدم ان دانشمند بزرگ به فرزندش چنين گفت ...مربا بده بابا....؟؟؟؟
 

 

boos tanha tasadofie ke police nadare.baghal tanha parkingie ke jarime nadare.pas miai too parking tasadof konim

 

moraghebe afkaret bash ke goftarat mishavad! moraghebe goftarat bash ke raftarat mishavad! moraghebe raftarat bash ke adatat mishavad! moraghebe adatat bash ke shakhsiatat mishavad! moraghebe shakhsiatat bash ke sarneveshtat mishavad...!!

 

mavade be kar rafte dar sakhte zanan: goosht va ostokhan:40 ta 60 kiloo. lavazeme arayesh:1 man. eshve:40 kharvar. ghero fer:50 dor dar daghighe. zaban:14metr. tavanaeeye bayan: 2000 asbe bokhar. ghodrate ashk rizi: 5 litr dar saat. mantegh: 2geram dar kol. Aghl: 0.5 mesghal. Lajbazi :be andazeye kafi.

 

اگه بيکاري اگه حوصله ات سر رفته اگه دوست داري کاري بکني و نميدوني چه کاري . . . . . مربا بده بابا

 

آري آغاز دوست داشتن است گر چه پايان راه نا پيداست من به پايان دگر نينديشم که همين دوست داشتن زيباست

 

اگه دوست داري با من ببين يا بذار باهات ببينم با من بگو يا بذاربا تو بگم سلامامونو عشقامونو دردامونو تنهايهامونو

 

age doost dashtane tu gonah bashe pas man on tah tahaye jahanamam

 

Ziiin Pas SMS Haye Khod Ra Be Heyfe Nan Befrestid Ooo Be Ma Eblagh Mikonad - Ma Ba Rayat Jama'at kari Nemikonim

 

عشق تو همچون سکه اي درون قلک قلبم افتاد. اگر بخواهم آن را از قلک درآورم نياز به شکستن قلبم است

 

قانون آخر نيوتن : سيب مي افته فقط به خاطره تو چون تو تنها جاذبه ي زمين هستي عزيزم .

 

 

VASE DIDANE NOR BE KHORSHID NEGAH KON.....VASE DIDANE ESHGH BE MAH NEGAH KON......VASE DIDANE GHASHANGI BE TABIAT NEGAH KON.......AGE MIKHAY 3 TASHO BA HAM BEBINI BE AYNE NEGAH KON..!!!!

 

AGE NIYOTON GHABL AZ MARGESH SORATE MAHE MANO DIDE BOD MANIYE VAGHEIYE JAZEBARO DARK MIKARD!!!!

 

اسمت رو روي غنچه نوشتم، شكفت! روي درخت نوشتم، ميوه داد! توي صحرا نوشتم، لاله‌زار شد! آخه عزيزم، پشكل هم شد اسم؟!

 

میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ات می کرد بهت چی گفت ؟جایی که میری مردمی داره که می شکننت نکنه غصه بخوری من همه جا باهاتم . تو تنها نیستی . توکوله بارت عشق میزارم که بگذری، قلب میزارم که جا بدی، اشک میدم که همراهیت کنه، ومرگ که بدونی برمیگردی پیشم ....

inro0za adate hame raftano del shekastane,darde tamoome ashegha paye kasi neshastane,inro0za jorme ashegha shahre delo forookhtane,chera faghat neshastano be paye cheshmi so0khtane?

 

اسمت را روي كاه نوشتم خراب شد .. اسمت را روي شمع نوشتم آب شد .. اسمت را وي قلبم نوشتم شكست .. جمع كن بابا خودتو با اين اسمت

 

ما لحظه ها را ميگذرانديم تا به خوشبختي برسيم افسوس خوشبختي همان لحظه ها بود که ميگذرانديم

 

بي تو اي دوست در اين جنگل سبز من غم انگيز ترين پاييزم

 

من آن گلبرگ مغرورم كه مي ميرم ز بي آبي ولي با خفت و خواري پي شبنم نمي گردم

 

be andazeye mohaye saram doset daram...........dostarat hasan kachal

 

  در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد...

 

ميخواي با سه شماره هيبنوتيزمت كنم و بگم چه جور آدمي هستي؟ خوب، پس با شماره 3 آروم چشمات رو ببند: . . . . . 1 . . . . . 2 . . . . . 3 . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . هنوز كه چشمات بازه؟ . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . ميگم چشماتو ببند! . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . چرا زير چشمي نگاه ميكني؟ . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . اصلا نيازي به هيبنوتيزم نيست، هر خري مي‌فهمه كه چقدر فضولي

 

Eyde saeede"fetr"mobarak,(setade royate helale mahe ardebil

 

اينگونه زندگي کن:ساده اما زيبا،مصمم اما بيخيال، متواضع اما سر بلند،مهربان اما جدي،سبز اما بي ريا،عاشق اما عاقل

 

سلام ببخشين مزاحم شدم .. يه کاري باهات دارم واسم انجام ميدي؟ امشب اينجا هوا ابريه .. ماه توي اسمون نيست ، ميشه خواهش کنم امشب تو به جاي اون توي اسمون باشي ؟اخه از تو ماهتر پيدا نکردم

 

ازکسی که دوستش داری ساده دست نکش شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبورنکن چون شاید هیچ وقت هیچ کس تورو مثل اون دوست نداشته باشه

 

سعي کن هيچوقت عشق رو گدايي نکني چون هيچوقت به گدا چيز با ارزشي نميدن

کاش فقط یکبار از نگاهم می فهمیدی که چقدر دوست دارم باهات باشم کاش می فهمیدی که دلم می خواد بهت بگم که دوستت دارم. ولی می ترسم. وقتی دیدمت دلم لرزید. وقتی نگاه مهربونت رو می دیدم احساس کردم که چقدر این نگاه و دستهای مهربونت به داشتن من نیاز داره. کسی که نگاه زیبایت را درک کنه. کسی که مرحمی باشه برای تمام دلتنگی هات. کسی که دستهای تو رو توی دستش بگیره و نوازش کنه. آخ... کاش مال من بودی. کاش مال من بودی

 

راضیم به خوشبختیت حالاباهرکی باشه… گرچه دل من تنها شده ولی یادتو باهاشه

 

 آیا زندگی را دوست داری؟ پس زمان را بر باد نده. چون زمان همان چیزی است که زندگی از آن تشکیل شده است

 

 هیچ کس نمی تواند بدون داشتن دوست خوشحال باشد و هیچ کس نمی تواند از اینکه دوستی دارد مطمئن شود، مگر در هنگام ناراحتی

 

کاش رویا هایمان روزی حقیقت می شدند تنگنای سینه ها دشت محبت می شدند سادگی ، مهر و صفا قانون انسان بودن است کاش قانونهایمان " یک دم " رعایت می شدند اشکهای همدلی از روی مکر است و فریب کاش روزی چشم هامان با صداقت می شدند گاهی از غم می شود ویران دلم ، ای کاش بین دلها غصه ها مردانه قسمت می شدند

 

 وقتي كسي رادوست داري، گفتن آسان تراست، شنيدن آسان تراست، بازي كردن آسان تراست، كاركردن آسان تراست. و وقتي كه كسي تورا دوست دارد، خنديدن آسان تراست. واگر تنهاي تنها باشي، به مرگ فكركردن ازهمه چيزآسان تراست

 

من گرفتار سنگيني سکوتي هستم....... که بلندتر از هزاران بار فرياد هست
 

 

نوشته شده توسط پویان در 9:7 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه هفدهم اسفند 1385
اس ام اس و جک(4)
مرد، این موجود بیچاره!

وقتی به دنیا میاد، همه حال مامانشو می پرسن! وقتی ازدواج می کنه همه می گن چه عروس خوشگلی! وقتی می میره همه می گن بیچاره زنش!

---

اگرمي خواهيد ديگران را حرص بدهيد ....1.قبل از شروع امتحان از اطرافيانتان چند تا سوال پيچيده که در پاورقي بوده بپرسيد... بعد وقتي همه رو به جون هم انداختيد با خيال راحت براي امتحان تمرکز کنيد... 2-وقتي زنگ آيفون را ميزنيد و در را برايتان باز مي کنند دوباره زنگ بزنيد و بگوييد: ممنون! باز شد! -3.وقتي ميخواهيد تلويزون رو خاموش کني صداشو تا آخرين شماره ببريد بالا تا نفر بعد موهاش سیخ شه..

---

بيچاره دخترا اگه خوشگل باشن مي گن عجب جيگريه! اگه زشت باشن مي گن کي اينو مي گيره! اگه تپل باشن مي گن چه گوشتيه! اگه لاغر باشن مي گن چه مردنيه! اگه مودبانه حرف بزنن مي گن چه لفظ قلم حرف مي زنه! اگه رک و راست باشن مي گن چه بي حياست! اگه يه خورده فکر کنن مي گن چقدر ناز مي کنه! اگه سري جواب بدن مي گن منتظر بود! اگه تند راه برن مي گن داره مي ره سر قرار! اگه اروم راه برن مي گن اومده بيرون دور بزنه ول بگرده! اگه با تلفن کارتي حرف بزنن میگن زنگ زده به دوست پسرش...

---

یادم باشه که یادت باشه که یادم بیاری که یادت بدم که یاد بگیری که همیشه به یادتم و یادت هیچ وقت از یادم نمیره  اینو یادت نره....!!!

---

دوست دختر بسیجیه براش بوس میفرسته بسیجیه جاخالی میده.

---

بسیجیه میخواسته متلک بندازه به دختره میگه خوشگله نمازتو خوندی؟

---

می دونید چرا قزوینی ها از زندگی راضی اند؟ چون هیچوقت زندگی بهشون پشت نمی کنه

---

ترکه می خواسته آمپول بزنه پرستار بهش میگه: بکش پایین

ترکه میگه :من دفعه اولمه خانم اگه میشه شما اول بکشین پایین!!!!!!!!

---

وقتی به آسمون نگاه میکنی، دوست داری کدوم ستاره مال تو باشه؟ به اونی که کم نور تره قانع باش چون اونی که پر نور تره را، همه نگاه میکنن!!

---

دختر تو 18 سالگی مثل توپه فوتباله که 22 نفر دنبالشن

تو 28 سالگی مثل توپه هندباله که 10 نفر دنبالشن

تو 38 سالگی مثل توپه گلفه که که 1 نفر دنبالشه

تو 58 سالگی مثل توپه جنگیه که همه ازش فرار میکنن

---

به یارو میگن عروسیت کیه ؟ میگه دوشنبه نه  چهارشنبه هفته ی بعد.!!!!!!!!!!!!!!!!

---

ترکه میره آمپول بزنه.  دکتره  میگه بزنم راست یا چپ ؟  ترکه میگه کون منو وارد سیاست نکن بزن وسط

---

جرايد: كتاب فارسي مدارس بومي مي‌شود... مشهد: آن مرد با شمع آمد، اصفهان: آن مرد پول دارد، آبادان: آن مرد آن شب با عينك ريبن آمد، شيراز: آن مرد حال نداشت و نيامد، سنندج: آن مرد سبيل دارد، زاهدان: آن مرد را كشتند، اردبيل: آن مرد بار بُرد، قزوين: آن مرد با يک بچه آمد، رشت: آن مرد رفت، بابا آمد

---

از تركه مي پرسن كامپيوتر بلدي؟مي گه اره!بعد ميگن كامپيوتر روشن كن........مي گه نه تا اين حد.........؟؟

---

مي دوني فرق تو با گاو چيه ؟ زياد فكر نكن فرق زيادي ندارين

---

به لره ميگن: خسته نباشي .ميگه : باشم مثلا" چه غلطي ميكني

---

عاشق بارونی ولی وقتی بارون میاد چتر رو سرت می گیری

میگی  عاشق برفی ولی از یه گوله برف می ترسی

میگی عاشق پرنده ای ولی اونو تو قفس زندونی می کنی

انتظار داری نترسم وقتی میگی عاشقتم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

---

هاااااااا گول وخوردی اس ام اس نبیدم وجدان موبایلت بیدم فقط وخواستم منو از جیبت در ویاری تا هوا وخورم

---

ترکه اکس میزنه میره تو خیابون یه خره رو میبینه که داره از روبرو میاد با خودش میگه چه توهمی هم دارم میرم هم دارم میام

---

به یه ترکه میگن جسم شفاف رو تعریف کن میگه جسمی که بشه از این طرف اون طرفشو ببینی. میگن باریک الله یه مثال بزن؟ میگه نردبون!!!

---

خواهرها چند نوع داداش دارند؟

 1.داداش اينترنتي تا هر وقت خواستن ازش اكانت مجاني بگيرن 2.داداش خر زور تا در مواقع لزوم حال بعضي ها را بگيره 3.داداش خوش تيپ و پول دار تا به دوستانش بگه اين بي اف منه 4.داداش خر خون تا موقع امتحان براش تقلب بنويسه 5.داداش ماشين دار تا اونو به موقع سر قرار برسونه 6.داداشي كه چشم ديدنشو نداره(همون داداش واقعي خودش)

---

روباه میره زیر درخت به کلاغه میگه به به چه سری چه دمی ...کلاغه میگه زر نزن من خودم دوم دبستانم

---

ترکه به يه دختر ميگه اسمت چيه؟ دختره بهش ميگه "شراره" ولی بچه ها صدام ميکنن شراب. ترکه میخواد یعنی کلاس بذاره ميگه اسمه منم علي اصغره بچه ها صدام ميکنن عرق سگی!!!

---

بچه هويج داشته با مامانش تو خيابون راه ميرفته... يكدفعه ميزنه زير گريه! مامانش ميگه چی شده؟! ميگه آب هويج دارم

---

عربه بچش تو اتوبوس به دنيا مياد اسمشو ميذاره ابدوالواحد

---

  و در آخر یه توصیه دارم براتون:

از کسی که دوستش داری ساده دست نکش. شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن .چون شايد هيچ وقت ،هيچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد

 

نوشته شده توسط پویان در 9:6 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه هفدهم اسفند 1385
اس ام اس و جک(3)
تنها يادگاري (( ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ )) اين آخرين چيزيه که از تو برام مونده، جاي پاهات رو ديوار اطاقم، يادت به خير، عجب مارمولکي بودي

سالها بود تورا ميکردم...همه شب تا به سحرگاه دعا / ياد داري که بمن ميدادي ... درس آزادگي و مهر و وفا؟ / همه کردند چرا من نکنم.... وصف روي گل زيباي تورا؟ / تو اگر خم نشوي تو نرود... قد رعناي تو از اين درگاه

ادامش تو ادامه متن


می دونی سکس برای پیرمرد مثل چیه؟ مثل اینه که بخوای با طناب بیلیارد بازی کنی!!!

اولین چیزی که بهش دل بستم تو بودی بدون تو اروم نداشتم می دونستم اگه تو نباشی گریم می گیرفت و بدون تو شبها خوابم نمی برد دوستت دارم پستونک

روزتان را با گوزتان اغاز کنید(کنسرو لوبیای تبرک).

 ترکه رادیو گوش می داد رادیو می گه خیابون انقلاب به امام حسین بسته است. ترکه می گه خوب بابا چرا قسم می خوری حالا؟

ازضرب من تا جمع تو راهي بجز تفريق نيست دل خوش به مجموعم مكن اينجا مگر تقسيم نيست با راديكال عشق بيا تا بشكند مجذور من چيزي نگفتن بهتر از سينوس تو آلفاي من

لرزش صدات ، برق نگات ، تپش قلبت ، نفس هاي تند و عرقي كه روي پيشونيت نشسته همه گوياي يه چيز هستن : تيروئيدت پركاره . برو دكتر

 

از غصه اين درد ندانم چه كنم يا هست پناهي و ندانم چه كنم؟ وز دل بيمارم هر دم تا ز سحر ز شوق روي بي تابت چه كنم؟ چشم من شرم باد ، ز تو نظري با دل عشاق خويش ز دوريت چه كنم ؟ گرچه وصال آغازگر روياي ما بود با مرگت زين سر آغاز چه كنم ؟

 

به ترکه ميگن با دندون و بند کرست و عشق جمله بساز ميگه چون به دندان بندکرست باز شد يا علي گفتيم و عشق آغاز شد

 

به يکي ميگن: يک جمله بگو که توش سه تا دروغ باشه !!!ميگه: دانشگاه آزاد اسلامي

 

گركه گشاد گشاد راه ميرفت! ازش ميپرسن چرا گشاد راه ميري؟ ميگه : رفتم خونه شنگول و منگول گفتم: منم مادرتون ! باباشون باور كرد!

 

به مناسبت اينكه تونل رسالت در روز مادر افتتاح شد مسئولان در تلاشند تا برج ميلاد هم تو روز پدر افتتاح بشه!!!!!! فقط يه بچه اين وسط كمه!

 

به سياه پوسته ميگن شامپو بدنت چيه ميگه: مشكين تاژ

 

عاشقان گويند دنياي بوسه عجب دزديه پرمنفعتي است كه اگر بازپس گيرد دوچندان شود...

 

من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري برای با تو موندن تا همیشه دوستت دارم.

چه روزگاريه !!!بچه كه بوديم دخترا عاشق عروسک بودن و پسرا عاشق مردهاي قوي ......بزرگ شديم دخترا عاشق مرداي قوي شدن و پسرا عاشق عروسکا......

 

چه قشنگه ک س سارا
چه بزرگه ک ی ر دارا
کاندومی برای فردا
کاندوم دارا و سارا

 

به ترکه می گن نظرت راجب گل چیه؟ می گه همان بس که در قران امده: گل هو الله احد

 

از غضنفر می پرسن : می دونی پل رو برای چی می سازند؟می گه : برای اينکه کشتيها از زيرش رد بشن

---

تو گلی عین گلای قشنگ قالی

تو به ظرافت تارو پود فرش های ایرانی

اصلا تو خود فرش پاتریسی که یه تخته ش کمه

---

خانه‌اي با تماميِ امكانات: سونا خشك، سونا بخار، استخر، جكوزي، سالن كنفرانس، سالن بدن‌سازي، لابيِ بزرگ، 5 خوابه، 450 متر زيربنا، دوبلكس ( يعني كلا 900 متر )، در بهترين نقطة بالايِ شهر، پنت‌هاوسِ يه برجِ 40 طبقه، با ديدِ عالي متعلق به اينجانب ميباشد! دل همتون بسوزه

---

چنين گفت رستم به اسفنديار            تيكه ميكه داري وردار بيار

---

گدايي به شخصي رسيد و گفت: «به من كمك كنيد. ۲۰ تومان به من بدهيد تا با اتوبوس به خانه بروم.» شخص جواب داد: «من پول خرد ندارم. ۲۰۰۰ توماني دارم.» گدا جواب داد: «اشكال ندارد مجبورم با آژانس به خانه بروم.»

---

قاضي: «اعتراف مي‌كني كه گارسون را با يك جسم سنگين كه به سرش زده‌اي، كشته‌اي؟» متهم: «بله قربان.» قاضي: «آن جسم سنگين چه بود؟» متهم: «كتلتي كه گارسون برايم آورده بود.»

---

آقاي ناظم: «ببينم آقا پسر! در مدرسه قبلي از تو راضي بودند؟» دانش آموز: «بله! چه جور هم! موقع اخراجم، در مدرسه شيريني پخش مي‌كردند.»

---

دعای پاس کردن درس: الهی ادرکنی پاسا ترمی به نمرتی دهی و دوازدهی و حفظا من مشروطی و فلجا استادی و لغوا امتحانی بحق برفا و آلودگی جوا

---

غضنفر مي خواسته هواپيما دزدي کنه. ميره به خلبانه ميگه برو لندن يارو ميگه نمي رم. غضنفر ميگه خب برو دبي. يارو ميگه نميرم. غضنفر می گه بابا حد اقل بده يه بوق بزنيم.

---

به غضنفر ميگن بنزين سوپر ميزني؟ ميگه: نه خانواده تو ماشين نشسته.

---

دانش آموز: «آقا! من هر كاري كردم نتوانستم مطلبي را كه زير ورقه‌ام نوشته بوديد بخوانم.» معلم: «حواست كجاست؟ نوشته بودم «خوش خط بنويس»!

---

يک فيلسوف آلماني مي گويد: انسان موجود عجيبي است! اگر به او بگوييد در آسمان خدا، يکصد ميليارد و نهصد و نود و نه ستاره وجود دارد بي چون و چرا مي پذيرد. اما اگر در پارکي ببيند روي نيمکتي نوشته اند: رنگي نشويد، فورا انگشت خود را به نيمکت مي کشد تا مطمئن شود.

---

غضنفر ميره دستشويي و در مي زنه. يه عربه مي گه: اهم... غضنفر مي‌گه: حالا اسمت چيه؟ عربه ميگه: محمد حسن خليل. غضنفر مي‌گه: اي پدرسوخته‌ها، سه تايي رفتين توالت؟

---

غضنفر یه بار میره مشهد ، دو بار هم میره قم. دوستاش بهش میگن مش قمقمه!

---

غضنفر بعد از سي سال کچل بودن ميره مو مي کاره دو روز بعدش تو قرعه کشي بانک حج واجب برنده مي شه.

---

غضنفر مي ره استاديوم جاي اينکه فوتبال نگاه کنه مرتب بالا سرشو با تعجب نگاه مي کرده. بهش مي گن چرا فوتبال نگاه نمي کني؟ مي گه: دنبال کلمه زنده مي گردم

---

آقاهه سخنراني مي کرده، مي گفته ما اسراييل رو مي گيريم، اروپا رو مي گيريم، آمريکا رو هم مي گيريم. يه نفر بلند مي شه مي گه: اگه يه کم ديشتو بخوابوني Arab Sat رو هم مي گيري.

---

غضنفر و دوستش به تاکسی میگن: آقا 3 نفر تا تجریش چقدر میگیری؟ راننده میگه: شما که 2 نفر هستید ! غضنفر میگه: مگه خودت نمیخوای بیای؟

---

غضنفر نصف شب ميره دزدي صاحب خونه پا ميشه ميگه كيه؟ غضنفر ميگه هيچكي، گربست بع بع ... !

---

دونفر نشسته بودن قاشق قاشق ماست توي رود خونه مي ريختن. غضنفر رد مي شه می پرسه چيکار مي کنيد؟ مي گن داريم دوغ درست مي کينيم. غضنفرميگه خاک بر سرتون... خوب همين کارا را مي کنيد که همه ميگن خرین...آخه اين همه دوغ رو کي مي خوره؟

---

زمستان دوباره ميآيد، بهار دوباره تکرار ميشود، اما تو هيچ وقت تکرار نمي‌شوی چون خدا يك اشتباه رو دو بار تکرار نمي‌کنه

---

دنيا رو بدون دخترا تصور کن : - بازارها خلوت - پولها اضافه - خيابونها ساکت - شيطون بيکار - مخابرات ور شکسته - همه ميرن بهشت

---

هميشه در بچگي دختر ها عاشق عروسكها هستند و پسر ها عاشق مردان غول پيكر ولي نمي دانم چه حكمتي است كه وقتي بزرگ مي شوند دخترها عاشق مردان غول پيكر ميشوند و پسرها عاشق عروسك

%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%

امیدوارم که به دلیل چرت بودن مطالب زیاد بهم بد و بیراه نگفته باشید اگر نظر بدید خوشحالم میکنید.

نوشته شده توسط پویان در 9:0 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه هفدهم اسفند 1385
اس ام اس و جک(2)
رشتی میره خونه میبینه با زنش تنهاست . بعد سه نفری میزنن زیر خنده

---

از رشتیه میپرسن چه روزای با زنت حال میکنی میگه:همه روزا به جز پنجشنبه و جمعه ها!! میپرسن چرا؟ میگه: اووو.. پنجشنبه جمعه ها اینقد سرش شلوغه که به خودم نمیرسه

---

رشتیه  تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، يارو ميگه: بچه ها در رين صاحابش اومد

---

یه روز به يه رشتيه ميگن نظر شما درباره خانه هاي عفاف چيه ؟  مي گه : والله من كه خيلي راضيم . واسه اينكه لااقل خانومم رفته سر يه كار دولتي

---

به ترکه میگن : شما فارسین ؟    میگه نه شما چشاتون قشنک میبینه

---

یه ترکه پوست موز تو خیابون دید . بعد با خودش گفت : اه بازم بیاید بخورم زمین

---

به ترکه ميگن يه معما بگو
ميگه اون چيه که درازه ، زرده ، موزه؟

---

به ترکه توپ فوتبال نشون دادن و گفتن : اين چيه؟
طرف کلي فکر کرد و گفت : شطرنج گردالي

---

ترکه میمیره باباش رضایت نمیده

---

ترکه ميخواسته در مصرف آب صرفه جويي کنه
ميره زن حامله ميگيره

---

یکروز یه قزوینی یه پیرمرد رو میبره مهدکودک و میگه : لطفا این پیرمرد  رو برام خرد کنید

---

دروازه ورودی قزوین نوشتن : خوش آمدید . دروازه خروجی نوشتن : خوشتون اومد؟؟

 

 

نوشته شده توسط پویان در 8:55 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385
Ghost.Rider.CAM.VCD با بازی نیکلاس کیج

 


cd1
http://d01.megashares.com/?d01=9c04558
http://d01.megashares.com/?d01=ba556a7

cd2
http://d01.megashares.com/?d01=7a55ce1
http://d01.megashares.com/?d01=d0e68a5

نوشته شده توسط پویان در 9:8 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385
دانلود ویدیو از معتبرترین سایت های جهان - OVDownloader
با این نرم افزار کوچیک می تونید از سایت GoogleVideo و YouTube که دو تا از بزرگترین سایت های اشتراک گذاری ویدیو در جهان هستند ویدیو دانلود کنید.

دانلود: http://darklordrealm.com/ovdownloader

نوشته شده توسط پویان در 9:5 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385
مجموعه شعر کاشفان فروتن شوکران از احمد شاملو

مجموعه شعر کاشفان فروتن شوکران از احمد شاملو واقعاً زیبا و با معنا ! به شخصه با هر بار خواندن یا گوش دادن نوار مفهوم تازه ای از این اشعار درک میکنم و معانی تازه ای را در این اشعار میبینم ! خدایش بیامرزد ! توصیف زیبای زندان و افراد داخل آن و جداکردن شاعر از آن و سمبلیک بودن آن بسیار زیبا و هنرمندانه است !

http://sharyan.persiangig.com/document/Boox/kashefane%20forootan.pdf

نوشته شده توسط پویان در 9:4 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385
دانلود برنامه CuteFTP Pro v8.0.2

دانلود نسخه جدید برنامه محبوب CuteFTP Pro  برای کار با FTP و آپلود فایل به سرور ! سرعت برنامه بسیار عالی هست ودارای محیط کاربری جالب می باشد !

لینک دانلود: http://www.ware8.com/download1.asp?id=1833&soft=down

لینک کرک: http://depositfiles.com/files/249375/Desktop.rar.html

نوشته شده توسط پویان در 9:3 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385
دانلود قطعه های موسیقی موجود در Need For Speed Carbon

دانلود قطعه های موسیقی موجود در Need For Speed Carbon

Dynamite MC - BounceDynamite MC - After Party
Eagles of Death Metal - Don't Speak (I Came to Make a Bang!)
Ekstrak feat. Know-1 - Hard Drivers
Every Move a Picture - Signs of Life
Gary Numan/Tubeway Army - Are 'Friends' Electric
Grandmaster Flash and the Furious Five - Scorpio
Goldfrapp - Ride a White Horse (Serge Santiago Remix)
Kyuss - Hurricane
Lady Sovereign - Luv Me or Hate Me
Ladytron - Sugar (Jagz Kooner Remix)
Ladytron - Fighting in Built-Up Areas
melody - FEEL THE RUSH (Junkie XL Remix)
Metro Riots - Thee Small Faces
Part 2 feat. Fallacy - One of Dem Days (Remix)
Pharrell feat. Lauren - Skateboard P Presents: Show You How to Hustle
Priestess - I Am the Night, Color Me Black
Roots Manuva - No Love
Spank Rock - What It Look Like
Sway - Hype Boys
The Bronx - Around the Horn
The Presets - Steamworks
The Vacation - I'm No Good
Tiga - Good as Gold
Tigarah - Girl Fight (Mr. D Hyphy Mix)
Tomas Andersson - Washing Up (Tiga Remix)
Valient Thorr - Heatseeker
Vitalic - My Friend Dario
Wolfmother - Joker and the Thief
Yonderboi - People Always Talk About the Weather (Junkie XL Remix)

لینک دانلود: http://www.rapidshare.de/files/34259136/EA.Need.For.Speed.Carbon.Soundtracks.2006.rar

نوشته شده توسط پویان در 9:2 | | لینک به این مطلب